بایگانی دسته: مقالات نقاشی

سبک های مختلف نقاشی

لیست سبکهای مختلف نقاشی
۱- امپرسیونیسم (برداشت گرایی)
۲-رئالیسم (واقع گرایی)
۳- نئوامپرسیونیسم
۴-پست-امپرسیونیسم
۵- اکسپرسیونیسم
۶- اکپرسیونیسم انتزاعی
۷- کوبیسم (حجم گری)
۸- فوتوریسم
۹- ورتیسیسم
۱۰- رومانتیسیسم
۱۱- پرسیژنیسم
۱۲- مینی‌مالیسم
۱۳- سورئالیسم
۱۴- گرافیتی
۱۵- آپ آرت
۱۶- باربیزون
۱۷- فتورئالیسم
۱۸- تونالیسم
۱۹- باروک
۲۰- استاکیسم
۲۱- آبستره (انتزاعی)
۲۲- کنستراکتیویسم
۲۳- روکوکو
۲۴- Mysore
۲۵- مینیاتور ایرانی
۲۶- مینیاتور عثمانی
۲۷- مدرنیسم (نوگرایی)
۲۸- هنر ابتدایی
۲۹- پست مدرنیسم (فرا نوین)
۳۰- آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی)
۳۱- ساختار گرایی
۳۲- کتاره سخت
۳۳- پوینتولیسم
۳۴- آبستره اکسپرسیونیسم
۳۵- دادا و سوررئالیسم
۳۶- فوویسم
۳۷- سمبولیسم و آرنوو
۳۸- نئوکلا سی سیسم
۳۹- منریسم
۴۰- دادائیسم
۴۱-کلاسییسیسم

سبک کوبیسم

کوبیسم یا حجم گری، انقلابی ترین و نافذترین جنبش در هنر دنیای مدرن،بویژه در نقاشی است که توسط دو هنرمند،یکی اسپانیایی،(پابلو پیکاسو Pablo Picasso) و دیگری فرانسوی(جرج براکGeorges Braque) در سال های ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ پایه گذاری شد.اگرچه ظاهر کوبیسم و ایده های درونی آن در طول سال ها تکامل یافته و مبانی زیبایی شناختی کوبیسم طی هفت سال شکل گرفت،اما این مکتب، ویژگی های عمومی و خاص خود را در گذر زمان به تمامی حفظ کرده است. نقاشی های کوبیست با به کارگیری اشکال هندسی که طرحها را مسطح و هموار می کنند و با استفاده از سطوح فضایی خرد شده و یا اشکالی که روی شکل های مجاورشان می غلتند و یا از آنها عبور می کنند،حس مبهمی از فضا را می آفرینند.مورخان هنر، غالباً از کوبیسم به عنوان تأثیرگذارترین جنبش هنری نیمه اول قرن بیستم یاد می کنند.

سبک رئالیسم

سبک رئالیسم
رئال یعنی واقعی و رئالیسم بـه معنی واقعی گری و حقیقت گرایی نوعی گرایش هنری اسـت کـه اشیاء و موجودات را آنگونه کـه هستند زشت را زشت و زیبا را زیبا ترسیم می نمایند. سبک نقاشی رئالیسم نقطه مقابل سبک رومانتیک قرار داردسعی هنرمند نقاش رئالیسم دراین اسـت کـه موضوعات منتخب را بدون کم و کاست وشیرین کاری و عوام فریبانه شدن طرح در ذهن بیننده، ترسیم کند و تخیلات غیرواقعی نیافریند و شعار ندهد. مبنای کار آنان صادقانه نگری و صادقانه اندیشیدن اسـت. معروف ترین و اصلی ترین هنرمند سبک رئال، گوستاو کوربه، نقاش فرانسوی بود. کوربه میگوید هدفم این بوده اسـت کـه بتوانم رسوم، اندیشه ها و ظواهر را آن چنان کـه بـه چشم می‌بینم شبیه سازی کنم.

سبک رئالیسم
سبک رئالیسم

همچنین او می‌گوید: مـن اصلا نمی‌توانم فرشته ای را بکشم کـه وی را هرگز ندیده ام. فرشته را نشانم دهید تا بتوانم تابلویی از پیکرش بکشم. این نقطه مقابل « رومانتیسیسم » اسـت. دیگر نقاشان مشهور این سبک در اورپا: ژان فرانسوا میله، انوره دومیه، ادوارد مانه و هنرمندان مشهور روسی: ایوان شیشکین، ایلیار پین، کرامسکوی، می باشند.

تمرین طراحی برای بزرگسالان

دستمان را در طراحی قوی کنیم
تمام کسانی که میخواهند طراحی و نقاشی را به صورت حرفه ای دنبال کنند باید بدانند که بدون شناخت اولیه از “خط” و “ارزش خطی” و همچنین تقویت دست در کشیدن خط این کار غیرممکن است به طوری که بدون آن در مراحل بعدی طراحی و نقاشی به مشکل برخواهیم خورد. تمرین طراحی برای بزرگسالان بسیار توصیه می شود. در چند تمرین به راحتی می توانیم این کار را انجام دهیم به شرطی که بسیار تمرین کنیم.

حالا با هم چند تمرین انجام میدیم که دستمون توی طراحی قوی تر بشه

 

تمرین طراحی برای بزرگسالان
تمرین طراحی برای بزرگسالان

تمرین طراحی برای بزرگسالان
تمرین۱:
در کاغذ A3 شروع کنید به کشیدن خط. چجوری؟ بدون اینکه مچ و انگشتانتون حرکت کنند از بالای صفحه تا پایین خط های صاف بکشید بعد از چپ به راست و سپس از راست به چپ بعد شروع کنید از پایین به بالا این خطوط را رسم کنید . تا جایی که می توانید سعی کنید خطوط راست رسم کنید و با فاصله های میلیمتری. یادتون نره که فقط آرنج و کتف هستند که در این تمرین حرکت می کنند و تنها مغز هست که فرمان میده.

 

 

تمرین۲:
نقاطی در مکان های مختلف کاغذ رسم می کنیم و نقاط را با خط راست به هم وصل می کنیم. نقطه گذاری ها هیچ ترتیب خاصی نباید داشته باشد. برای کشیدن خط از یک نقطه به نقطه ی دیگر چشم باید به نقطه ای که خط می خواهد به آن برسد نگاه کند. هدف از تمرین آن است که خط بدون خطا به نقطه ی دوم برسد.

هنر آبستره

هنر (ابستره) یا هنر تجریدی و یا انتزاعی،هنری است که به مضون اثر هنری اعتقادی ندارد و صرفا بر ارزشهای جمال شناختی فرم و رنگ تاکید می کند.
بر این اساس بسیاری از اثار هنری تزئینی، در رده ابستره قرار میگیرند.
از سردمداران هنر ابستره در دوران جدید میتوانیم از (واسیلی کاندیسکی) نام ببریم .

هنر آبستره
هنر آبستره

هنر ابستره مشتقات گوناگونی داشته است که از ان جمله: ابستره اکسپرسیونیسم،اکشن پین تینگ و تاشیسم می باشد، در این سه شیوه اخیر تاکید عمده بر خود انگیختگی و عدم تعهد در بوجود اوردن شکلها و نقوش است.

فوتوریسم در نقاشی

سبک فتوریسم
گرایش هنری که اندکی بعد ازجنگ جهانی اول بوسیله برخی از نقاشان ایتالیایی پایه گذاری شد .
این نقاشان به مخالفت با سنت گرایی رایج زمان خود برخاسته بودند و با کنار گذاشتن فرم قراردادی و با تاکید بر سرعت و شتاب و خشونت عصر ماشین ،حرکت و جنبش را تصویر کردند.

 

ناتالیا گونچاروا نقاش روسی
البته نخستین بیانیه فتوریستی مقاله ای از(مارینه لی)شاعر و نمایشنامه نویسی بود که در نشریه فیگارو به چاپ رسید.
بعد از در سال ١٩١٠ ابتدا یک بیانیه نقاشی فتوریست و سپس یک بیانیه فنی صادر شد که کلید جمال شناسی فتوریسم را بدست می دهد،انها میخواستند حرکت واقعی بدن یا ماشین را ارائه دهند و میگفتند که دینامیسم(حرکت) کلی را میباید بصورت احساس دینامیک (حرکتی) نشان داد.
به اعتقاد انها حرکت و نور ،جوهر اشیا را میریخت.
بیانیه فتوریسم بوسیله (بوچیوتی،کارا،روسولو و سوریتی) امضا شده بود

ترکیب رنگ در نقاشی

قبل از شروع نقاشی با تکنیکهای رنگی مثل مدادرنگی – پاستل – رنگ روغن – آبرنگ … لازم است حتما با ترکیب رنگ در نقاشی آشنا شوید.
همه رنگها در نقاشی از ترکیب سه رنگ اصلی زرد و قرمز و آبی ساخته می شوند.

 

ترکیب رنگ در نقاشی
ترکیب رنگ در نقاشی

چند نمونه از ترکیب رنگ در نقاشی👇

🖌زرد و قرمز به میزان مساوی: نارنجی

🖌زرد وقرمز بیشتر: نارنجی پررنگ یا قرمز_نارنجی

🖌قرمز و زرد بیشتر: پرتغالی

🖌آبی و قرمز به میزان مساوی: بنفش

🖌آبی و قرمز بیشتر :ارغوانی

🖌قرمز و آبی بیشتر: بنفش تیره یا بنفش آبی

🖌زرد و آبی به میزان مساوی: سبز

🖌زرد و ابی بیشتر: فیروزه ای

🖌آبی و زرد بیشتر: سبز_زرد

 
به چرخه رنگ توجه کنید

امپرسیونیسم در نقاشی

دریافتگری یا امپرسیونیسم شیوه هنری گروه بزرگی از نگارگران آزاداندیش و نوآور فرانسه در نیمه دوم سده نوزدهم بود که بزودی جهانگیر شد. این شیوه مبتنی است بر نشان دادن دریافت و برداشت مستقیم هنرمند از دیده‌های زودگذر با به کار بردن لخته رنگ‌های تجزیه شده و تابناک برای نمایش لرزش‌های نور خورشید. در این روش اصول مکتبی طراحی دقیق و سایه روشن کاری و ژرفانمایی (پرسپکتیو) فنی و ترکیب بندی متعادل و معمارانه رعایت نمی‌شود. این سبک صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه رویکرد آغاز هنر مدرن را مشخص می سازد.

شیوه دریافتگری به عنوان انجمنی خصوصی از سوی گروهی از هنرمندان ساکن پاریس آغاز شد و این انجمن در سال۱۸۷۴ به نمایش همگانی آثار خود پرداخت. نام این جنبش از نام یک نقاشی از کلود مونه به نام دریافتی از طلوع آفتاب (به فرانسوی: Impression, soleil levant) گرفته شده‌است. نام امپرسیونیسم را نقادی به نام لویی لِروی در یک نقد هجوآمیز ساخت. دریافتگری همچنین نام نهضتی در موسیقی است.

در این سبک نقاشان از ضربات «شکسته» و کوتاه قلم مو اغشته به رنگهای خالص و نامخلوط به جای ترکیب‌های ظریف رنگها استفاده می‌کنند. مثلا، به جای ترکیب رنگهای ابی و زرد برای تولید سبز انها دو رنگ ابی و زرد را مخلوط نشده بروی بوم قرار می‌دهند تا رنگها «حس» رنگ سبز را در نظر بیننده به وجود بیاورد. انها در نقاشی صحنه‌های زندگی مدرن در عوض جزئیات، تأثیرات کلی واضح را نشان می‌دهند. موضوع آثار نقاشی امپرسیونیسم ثبت تغییرات گذرا و ناپایدار در طبیعت بود. این هنرمندان با اشراف به اینکه واقعیت فرآیند پیشرفت و تغییر مداوم است با این دوگانگی و تناقض ایجاد شدند که پذیرش استانداردهای زیبایی شناختی فرهنگستانی فرانسه که کیفیت تغییر ناپذیر هنر کلاسیک را مقدس می شمرد با تمایل امپرسیونیست ها در طبعیت از منطق جستجو برای دگرگونی در تضاد بود و از این رو انزوایشان را از جامعه به همراه داشت.آنان با کم ارج کردن خطوط اصلی اشیا، ارجحیت و تفوق اشیا را گرفتند و نقاشی های امپرسیونیستی بدل به رنگ آمیزی نور و فضا شدند. بازی نور مستقیم و بازتاب شده.

امپرسیونیسم در نقاشی
امپرسیونیسم در نقاشی

۱۸۵۸ کلود مونه که در آن زمان تنها ۱۵ سال داشت به کمک یوگن بودین تأثیر نور بر مناظر طبیعت را درک کرد. مونه بعدها به عنوان یکی از بزرگ‌ترین هنرمندان این سبک شناخته شد. مونه کا بیشتر از همه مروج نقاشی در فضای باز بود، در نهایت اصلاح و روتوش کار نقاشی خود را در کارگاهش انجام می داد. همین امر سبب شد او به یک تناقض ذاتی در رویکرد امپرسیونیستی اعتراف کند. زیرا هرچه که هنرمند به تاثیر تغییرات جوی حساس باشد زمان کمتری برای ثبت آن پیش از تغییر، بر روی بوم دارد.

امپرسیونیسم در نقاشی- کلود مونه
امپرسیونیسم در نقاشی- کلود مونه

۱۸۶۳ رد آثار امپرسیونیست‌های جوان و نمایش این آثار در تالار مردودین (تالار عدم پذیرش). این برحه را می‌توان آغاز جدی امپرسیونیسم دانست.

۱۸۶۶ تالار مردودین (تالار عدم پذیرش) در این سال میزبان آثاری از ادگار دگا، فردریک بازیل، برشا موریسون و آلفرد سیسیلی شد.

۱۸۷۰ جنگ سال ۱۸۷۰ – این جنگ موجب جدایی موسسان گردید.

فردریک بازیل درجنگ کشته شد، آگوست رنوار مجروح شد، ادگار دگا داوطلب جنگ شد، پل سزان در پروئنس پناه گرفت، کامی پیسارو، کلود مونه و آلفرد سیسلی به لندن رفتند.

۱۸۷۳ دوراند روئل (حامی مالی امپرسیونیست‌ها) خود را قادر به فروش آثار امپرسیونیسم آینده ندید بنابراین در سال ۱۸۷۳ مجبور شد خرید خود را متوقف نماید.

۱۸۷۴ در این سال آنها آثار خود را در نادار، جایی که آثارشان را ارائه کردند ولی با عدم پذیرش تالار مواجه شدند، به معرض نمایش گذاردند.

۱۸۷۶ پل سزان حاضر نشد در نمایشگاه دوم در نادار شرکت کند، در این نمایشگاه ۷۴ اثر از ادگار دگا و همچنین آثاری از برت موریست به نمایش در آمد. دگا هرگز خود را راضی به نقاشی در فضای باز نکرد.

امپرسیونیسم در نقاشی- ادگار دگا
امپرسیونیسم در نقاشی- ادگار دگا

۱۸۷۹ حضور برث موریست در نمایشگاه سال ۱۸۷۹ بیانگر از هم پاشیدگی گروه شد. آگوست رنوار ترجیح داد تا آثار خود را به تالار رسمی بفرستد. رنوار بیشتر مایل بود تا به بازنمایی زنان و کودکان بپردازد.

۱۸۸۰-۸۱ دگا به همراه پیسارو کوشید تا اتحاد گروه را حفظ نماید اما تلاش‌های وی باشکست مواجه شد زیرا مونه، سیسیلی و آگوست رنوار در نمایشگاه پنجم که درآوریل سال ۱۸۸۰ افتتاح شد حضور پیدا نکردند با این وجود آثار هنری گاگویین برای اولین بار در این نمایشگاه به معرض نمایش گذاشته شد. در سال ۱۸۸۱ برخی از امپرسیونیست‌ها از جمله پیسارو، دگا، گایلومین، و برت موریست به نادار برگشتند.

۱۸۹۴ در سال (۱۸۹۴) ۲۹ اثر هنری از میان ۶۵ اثر اهداء شده توسط کایبوت به موزه لوگزامبورگ با عدم پذیرش مواجه شدند.

۱۹۰۳ کامی پیسارو پدر امپرسیونیسم در سال ۱۹۰۳ چشم از جهان فرو بست. وی بیشتر به نقاشی از مناظر طبیعی علاقه داشت.

امپرسیونیسم در نقاشی- کامی پیسارو
امپرسیونیسم در نقاشی- کامی پیسارو

همه مردم بر این اعتقاد بودند که این جنبش مهم‌ترین تحول هنری قرن به شمار می‌رود و همه اعضاء گروه او جزء بهترین نقاشان به شمار می‌روند. امپرسیونیست‌ها علاوه بر تأثیر عمیقی که بر فرانسه داشتند بر دیگر کشورها نیز به ویژه آلمان، کره، همچنین بلژیک و دیگر نقاط اروپا تأثیر به سزایی داشت.

 

اکسپرسیونیسم در نقاشی

اکسپرسیونیسم یا هیجان‌نمایی (Expressionism) نام یک مکتب هنری است. اکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط زمخت بهره می‌گیرد. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور باهنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است. برای نمونه مکتب تبریز در نگارگری ایرانی و مکتب سونگ در هنر چین را اکسپرسیونیست هنر ایران و چین می‌نامند.

اکسپرسیونیسم به عنوان توصیفی سبک پردازانه از هنر مدرن معمولا برای توصیف جنبش های هنری مشخصی در آلمان مشخص می شده و به دو گروه عمده :۱-پل و ۲- سوارکارآبی تقسیم می شده است.

پیشینه

عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کار خود را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستم گرانه و ریاکارانهٔ حکومت‌ها، و مقررات غیر انسانی کارخانه‌ها، و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند. این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ‌های تند و تشویش انگیز، و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قلم مو، و شکل‌های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با ژرفا نمایی به دور از قرار و سامان ایجاد می‌کردند و هرآنچه آرامش بخش و چشم نواز و متعادل بود از صحنهٔ کار خود بیرون می‌گذاشتند. بدین ترتیب بین سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۳ مکتب اکسپرسیونیسم با درکی خاص از هنر خاص ونسان ونگوگ و به پیشتازی نقاشانی چون کوکوشکا، امیل نولده و کرشنر در شهر درسدن و با عنوان «گروه پل» به وجود آمد.

بنابر این مفهوم اکسپرسیونیسم در معنای وسیع آن می تواند به هنر هر مکان و زمانی اطلاق شود که تاکید بر واکنش حسی هنرمند ارجح بر نظاره دنیای خارج است.
هنرمندان

مهمترین پیشگام این سبک ون گوگ بود که به طور آگاهانه طبیعت را برای بیان رنج وحشتناک آدمی به صورتی اغراق آمیز به تصویر می کشید. ون گوگ و هنرمندان اکسپرسیونیست پس از وی در کاربرد حسی رنگ و خط تاکید عمده ای بر احساس و انگیزش خود داشتند.

اکسپرسیونیسم در نقاشی-ون گوگ
اکسپرسیونیسم در نقاشی-ون گوگ

جیمز انسور در ۱۸۶۰در بلژیک به دنیا آمد و در ۱۹۴۹ در همان شهر درگذشت. وی حقارت ماهیت انسان را با به خدمت گرفتن صورتک های عجیب و ترسناک کارناوال به نمایش می گذاشت و هنر نامعقول و نامتعارف وی به ویژه در آثار چاپ فلزش به طور گسترده معروفیت یافت.
ادوارد مونش نروژی که پردهٔ معروفش جیغ در سال به تنهایی مفهوم کامل شیوهٔ اکسپرسیونیسم را در نظر بیننده روشن می‌سازد.
امیل نولده در ۱۸۶۷در شلزویگ،ناحیه‌ای در شمال غربی آلمان متولد شد و در۱۹۵۶ در سیبول درگذشت. وی با تجسم بخشیدن به پندارهای دینی و صور کابوسی ذهن آشفته‌اش یکی از نقطه‌های اوج این شیوه را در وجود می‌آورد.

اکسپرسیونیسم در نقاشی- ادوارد مونش
اکسپرسیونیسم در نقاشی- ادوارد مونش

ژرژ روئو در ۱۸۷۱ در پاریس متولد شد و ۱۹۵۸ در همان شهر از دنیا رفت. وی در بیشتر آثارش الهامات دینی و تلخ کامی‌های خود را با شکلهای زمخت و چهره‌های سرد و عبوس (که از جهاتی یادآور تصویر سازی قرون وسطایی و تنگ افتاده در فضایی فشرده‌اند)مجسم می‌سازد. او همچنین در آثارش رنگهای تند و تیره و خطوط سیاه بسیار کلفت(همانند بند کشی سربی در شیشه‌های منقوش کلیساهای گوتیک) به کار می‌برد.

اکسپرسیونیسم در نقاشی- ژرژ روئو
اکسپرسیونیسم در نقاشی- ژرژ روئو

کته اشمیت کلویتز متولد کالینینگراد(Kaliningrad)در ۱۸۶۷ و در درسند (Dresden) در سال ۱۹۴۵ درگذشت.
اکسپرسیونیسم در فرانسه

در فرانسه می‌توان دو مکتب اکپرسیونیسم و فوویسم را از برخی جهات فنی و صوری چون،رنگ‌های به نهایت تند، شکلهای ساده شده،جزییات از قلم افتاده،با هم قرین و مشابه دانست. ولی فوویست‌ها از رنگهای تند و خطوط ضخیم برای ایجاد نمای دیداری استفاده می‌کردند حال آنکه اکپرسیونیست‌ها از این خصوصیات برای بیان حالات درونی سود می‌جستند.
اکسپرسیونیسم در انگلستان

انگلستان از این نهضت‌های هنری برکناری ماند و تنها ماتیو اسمیث با آثار فوویست‌ها آشنایی یافت و به شیوهٔ آنان رنگهای گرم و تابان بر پرده‌های خود نشاند. اکسپرسیونیسم با سجیهٔ عصیانگری و مهار گسیختگی خود اصولا از پسند خوی خوددار و سنت پرست انگلیسی‌ها به دور بود.

سورئالیسم در نقاشی

سورئالیسم در نقاشی

فراواقع‌گرایی یا سوررئالیسم (به انگلیسی: Surrealism) یکی از جنبش‌های هنری قرن بیستم است. سوررئالیسم به معنی گرایش به ماورای واقعیت یا واقعیت برتر است. زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود، پیروان آن به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیست‌ها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند این شیوه در سال ۱۹۲۲ به طور رسمی از فرانسه آغاز شد و فراواقع‌گرایی نامیده شد. این مکتب بازتاب نابسامانیها و آشفتگیهای قرن بیستم است.

این جنبش در عمل با انتشار مجلهٔ انقلاب فراواقع‌گرا توسط برتون آغاز شد. سالوادور دالی، رنه ماگریت و لویی آراگون از جمله سوررئالیست‌های مشهور هستند.

فراواقع‌گرایی (سوررئالیسم) محصول تغییرات بعد از جنگ جهانی اول و فراموشی دادائیسم بود که از سال ۱۹۲۱ آغاز شد. ظهور سوررئالیسم زمانی بود که نظریه‌های فروید روانپزشک اتریشی دربارهضمیر ناخودآگاه و رویا و واپس‌زدگی (سرکوب)، فرهیختگان اروپا را به خود مشغول کرده بود.

آندره برتون و لویی آراگون که هر دو پزشک بیماریهای روانی بودند از تحقیق‌های فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت ضمیر ناخودٱگاه بنا نهادند.

نخستین کتاب سوررئالیستی با عنوان میدان‌های مغناطیسی در سال ۱۹۲۱ به قلم آندره برتون و یکی از همکارانش منتشر شد.

سوررئالیسم با جایگزینی مفهوم واقعیت برتر به جای عصیان و نفی موجود در دادائیسم شکل گرفت.

«سوررئالیسم مشکل پر توقعی است که فقط عضویت دربست و پیروی کامل را می‌پذیرد»

این مسلک در حوزه‌های مختلف فلسفی رویکردهای زیر را اختیار کرده‌است:

  • فلسفه علمی که همان رویکرد فروید به روانکاوی است.
  • فلسفه اخلاقی که با هرگونه قرارداد مخالف است.
  • فلسفه اجتماعی که می‌خواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند.

شعر در سوررئالیسم مرتبهٔ ویژه‌ای دارد و پیروان این مکتب کوشیده‌اند که جهان بینی خود را از طریق شعر انتقال دهند. درواقع شعر را، رکن اساس زندگی می‌دانند زیرا عقیده دارند که شعر باید و می‌تواند مشکل زندگی را حل کند.

فلسفه اجتماعی سوررئالیسم، شعار سعادت بشری را دارد و می‌خواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد، در عین اینکه بازگشت به گذشته را هم نمی‌پذیرد. در اصل از مواد مرام نامهٔ این مکتب به خوبی می‌توان دریافت که بیان گذاران این مکتب در اندیشهٔ رهایی از هر نوع اسارتند و هدف آن‌ها در وهلهٔ اوّل پاشیدن آبی بر جنگ بوده است.

سالوادور فلیب دالی (۱۹۰۴-۱۹۸۹)

سالوادور فلیب دالی نقاش بزرگ و مشهور اسپانیایی به سبک ها و تکنیک های مختلفی در طول زندگی هنری خویش پرداخته و آثار با ارزشی را خلق کرد. دالی در سال ۱۹۲۹ به طور رسمی به جمع هنرمندان سورئالیسم پیوست. دالی طنز و شوخی را دست مایه‌کار خود قرار داد و از حالت‌ها و مظاهر جدی و پرصلابت جلوه‌های زندگی دوری جست. او رنگ‌ها را به شرافت و التهاب کشاند و از تفکرات فروید در خیال و خاطره خود در شناختن حقیقت برتر و تلقیات رویاها بهره برد و برای رشد افکار حاصل از ذهن ناخودآگاه خود، شروع کرد به چیره شدن بر اوهام و افکار پوچش که آن را خطرناک توصیف می‌کرد او به عنوان یک نقاش، تکنیک‌های آسان غیرمعمول را نمایش داد . در اواخر سال ۱۹۲۰ دو حادثه باعث تکمیل شدن سبک هنری او شد که یکی کشف نوشته‌های زیگموند فروید در مورد عشقِ فراوان به تصورات ذهنی ناخودآگاه بود و دیگری وابستگی او به مکتب سوررئالیسم. از سال ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۷ تابلوهایی را کشید که سبک نقاشی او با سرعت فوق‌العاده‌ای به کمال رسانید. به نحوی که او را بهترین نقاش سوررئالیست جهان ساخت. اگر چه سالوادور دالی شاید معروفترین هنرمند سوررئالیسم باشد اما او تنها سوررئالیست نیست. آثار او سبک‌های مختلفی از امپرسیونیسم تا سبکهای قدیمی‌تر را می‌پوشاند و بازتاب آن‌ها روی آثارش سلطه هنری فوق‌العاده او را بر روی کارش نشان می‌دهد.

 
در حقیقت چنین می توان نتیجه گرفت که «سورئالیسم» یا سیری مکاشفه گونه در ناخودآگاه روحی و روانی، تلاشی است در راستای بیان کلامی، نوشتاری و یا تصویری یک ذهنیت پویا و روشی است برای ابراز آزادانه عملکرد تفکر و اندیشه. این جریان هنری در اساس متکی است بر حقیقتی عالی تر از واقعیت، که به مدد اشکال موهومی از تداعی معانی، قدرت مطلقه عالم رویاء و یا نوعی بازی پوچ و بی انگیزه ذهند، به ظهور می رسد. این سیر آفاق ذهنی سامان روانی انسان را در هم کوبیده تا به گونه ای دیگر به حل مشکلات عمده زندگی نائل آید.