زندگینامه رامبراند

زندگینامه رامبراند

رامبرانت هارمنزون فاین راین نقاش معروف هلندی است. او در سال ۱۶۰۶  در شهر لَیدن به دنیا آمد و در سال ۱۶۶۹ در گذشت. نماینده بارز مکتب و سبک نقاشی هلندی و استاد سایه و روشن نقاشی است. سبک نقاشی رامبراند متعلق به دوران باروک بود.

زندگینامه رامبراند
زندگینامه رامبراند

باروک به فرانسوی روشی است در هنرهای معماری، نقاشی، موسیقی و مجسمه سازی است. باروک از اواخر سده ۱۶ میلادی در ایتالیا آغاز شد و تا اواخر سده ۱۸ میلادی در اروپا رواج داشت. سپس در آمریکای مرکزی و جنوبی مورد توجه قرار گرفت. آزادی در طراحی و در آمیختگی آنها از ویژگیهای این سبک است. ریشه این کلمه احتمالا واژه بازکو ایتالیا به معنی مروارید صیقل نیافته بوده است. گروهی نیز بر این عقیده اند که معنای این واژه، پوچ، زشت، مضحک، عوضی است. این واژه در آغاز برای تمسخر این شیوه استفاده می شد.

رامبراند پسر آسیابانی از مردم لَیدن بود. لَیدن شهری دانشگاهی در استان هلند جنوبی و در نزدیکی لاهه در کشور هلند است. مادرش او را به خواندن کتاب مقدس (تورات و انجیل) ترغیب می کرد و به این سبب خیال هنر آفرین او هر گاه از مشاهده و تصور زندگی واقعی هلند فراغتی می یافت به سوی شهر بیت المقدس پرواز می کرد و داستان های مذهبی را مجسم می ساخت. جو آشفته و نابسامان و پر از هیاهوی حاکم بر مدرسه با آرامشی که در مرغزار بود سخت منافات داشت و ساعات زیاد کلاس های درس به او اجازه نمی داد تا خود را در دامان مادر طبیعت بیاندازد. رامبراند در نخستین سالهای فعالیت هنری در آمستردام، تابع  شیوه کار روبنس و دیگر نقاشان  هلندی  بود.
 وی به دلیل ژرف نگری در درون آدمی، قدرت تخیل، توانایی فنی و کثرت و تنوع آثارش یکی از برجسته ترین هنرمندان اروپایی به شمار می آید. به علاوه او چاپگر و رسام نیز بود. وی نخستین هنرمندی بود که اهمیت پرداختن به رنگ، نور، اسلوب رنگ آمیزی را برابر با اهمیت انتخاب موضوع دانست. هدف او کاوش در دنیای درون آدمها بود.

هنگامی که رامبراند به دانشگاه وارد شد ذوقی به آموختن موارد علمی نشان نداد و سرانجام شاگرد یکی از نقاشان محلی شد. پس از مدتی از معلم چشم پوشید و خودش به کار پرداخت. ۲۲ ساله بود که به آمستردام رفت و در آنجا به عنوان نقاش چهره نگار به کار پرداخت و محبوبیتی به دست آورد. در آمستردام ازدواج کرد. اما در سال ۱۶۴۲ زنش در گذشت و بی اعتنایی محیط نسبت به تجدد و تنوعی که او در کار خود به وجود آورده بود موجب شد که رامبراند کم کم از شیوه مورد پسند جامعه هلندی روگردان شود.

روح نقاشی رامبراند روشنی است. نقاش می کوشد از طریق تضادی که میان سایه روشن پرده خود به وجود می آورد فاجعه زندگی بشری و عمق آسمانی و اسرار روح و حقیقت چهره تصویر شده را نشان دهد. وی با محیط پیرامون خود روابط خوبی نداشت و مردم قدر هنرش را آن چنان که خود هنرمند متوقع بود نمی شناختند. در سال ۱۶۵۷ با آنکه هنوز سفارش هایی برای کشیدن پرده های بزرگ به او می دادند، وضع معاش هنرمند مختل شد. با این وجود آثاری که در این دوران به وجود آورده است به هیچ وجه حاکی از ضعف روحی و فقر و بیچارگی نقاش نیست. حتی به رغم این معیشت سخت در پرده های نقاشی او جلوه رنگهای شفاف و طلایی و دقت در تحلیل قیافه و نمایش روح اشخاصی بسیار بیشتر شده است.

در چهره هایی که رامبراند نقش کرده آنچه بیشتر جالب توجه است برق نگاه اشخاص است. آثار برجسته رامبراند شامل کلاس تشریح دکتر نیکولاس، تولپ، نگهبان شب، ضیافت بلشصر…اثر کلاس تشریح دکتر نیکولاس یکی از شاهکارهای اولیه رامبراند محسوب می شود. در این کار، دکتر نیکولاس به شرح ماهیچه بازو برای متخصصان پزشکی می پردازد.

اثر دیگر وی گشت شبانه یا نگهبان شب مشهورترین و پر حاشیه ترین اثر نقاش مشهور هلندی، رامبراند است، این اثر که در سال ۱۶۴۲ و در اوج دوران طلایی هلند ترسیم شده است سالیان سال عنوانی اشتباه را با خود یدک می کشید. نام اصلی این اثر، همراهی کاپیتان فرانس لندینگ کاک با سروان ویلم ون راتینبرگ است. این اثر هم اکنون در موزه امپراتوری در آمستردام نگهداری می شود.

رامبراند  تابلوهای زیادی هم به صورت سفارشی، و هم به صورت غیر سفارشی کشید که می توان آنها را بر حسب تاریخی، اسطوره ای، پرتره های سفارشی گروهی و نقاشی های ژانر طبقه بندی نمود. یکی از ژانرهای مورد علاقه رامبراند، فیلسوف و دانشمندی است که در مکانی به حال اندیشیدن دیده می شود. او به این سوژه توانست آرامش تفکر و ارتباط با خداوند را در مکانی خلوت به تصویر در آورد. سوژه هایی را که وی دوست داشت که در آن کاراکترهای مختلفی بتوانند با یک هدف مشترک وحدت یابند و او احساس کرد که این عمل به او فرصتی خواهد داد تا تفاوت حساس کاراکترها را مطالعه کند.

رامبراند (رامبرانت) که به خاطر سلف پرتره‌ها و صحنه‌هایی که از انجیل نقاشی کرده شهرت یافته است. یکی از بزرگ‌ترین نقاشان تاریخ هنر اروپا و هلند به شمار می‌آید. رامبراند نقاش قرن هفدهمی بود که آثارش بر دوره ای که به دوران طلایی هلند مشهور است، سیطره داشت. او که یکی از برجسته‌ترین هنرمندان تاریخ به شمار می‌رود، موفقیت‌های خلاقانه زیادی را با پرتره‌هایش کسب کرده و تصویرسازی‌هایی که از صحنه‌های مختلف انجیل می‌کرد در بین هم عصرانش شهرت داشت. نحوه استفاده او از نور و سایه و همچنین چاپ‌های فلز نوآورانه‌اش از دیگر نقاط قوت کارش بودند.

تقریباً بلافاصله بعد از نقل مکان به آمستردام در سال ۱۶۳۱، او کسب و کار خود را توسعه داد.
او در طی زندگی حرفه‌ای‌اش حدود پنجاه شاگرد را تعلیم داد.
اگر چه استادان کلاسیک ایتالیایی تأثیر زیادی بر آثار او داشتند، اما در واقع رامبراند هرگز از هلند خارج نشد.
او به جز پرتره‌های معروفش، موضوعاتی شامل انجیل، اساطیر و موضوعات تاریخی را انتخاب می‌کرد.
اگر چه او دوران ثروت و موفقیت را تجربه کرد اما در اواخر دهه ۱۶۴۰ به خاطر ولخرجی‌های زیاد ورشکست شد و هرگز نتوانست از این وضع نجات پیدا کند و نهایتاً در فقر درگذشت. وی در ۶۳ سالگی در سال ۱۶۶۹ در گذشت.

برای مطالعه سایر مقالات نقاشی ارژنگ اینجا کلیک کنید.

زندگینامه رامبراند به انگلیسی در ویکیپدیا

تاریخچه هنر نقاشی

تاریخچه هنر نقاشی

تاریخچه هنر نقاشی و ابزارهای آن به دوره انسان‌های ما قبل تاریخ باز می‌گردد. نقاشي به عنوان يكي از رشته های مهم‌ هنري در طول تاريخ همواره از اهميت خاصي برخوردار بوده است. در حدود 50 هزار سال قبل يعني دوران ديرينه سنگي، انسان در غارها زندگي مي کرد  او نقاشي هايي از خود باقي گذارده که از هر لحاظ موجب شگفتي بشر امروزي است.

 از اصلی ترین رشته های هنرهای تجسمی، هنر نقاشی است. تاریخچه هنر نقاشی شش برابر زبان نوشتاری می‌باشد. نظر بعضی از پژوهشگران مبنی بر این است که اولین نقاشی‌های یافت‌شده در غارها حاکی از آن است که انسان‌های اولیه با کشیدن نقش حیوانات و شکارشان به نوعی خود را آمادهٔ نبرد با آن‌ها می‌کرده‌اند. آنچه که امروزه در علم روانشناسی به آن نوعی، تجسم ذهنی هم می گویند.

تاریخچه هنر نقاشی
تاریخچه هنر نقاشی

پیشنهاد می کنیم از صفحه اینستاگرام آموزشگاه نقاشی ارژنگ دیدن کنید.
نکته جالب توجه اینکه، در نقاشی های انسانهای نخستین که درون غارها کشیده اند هیچ اثری از آسمان، خورشید، ماه و ستارگان وجود ندارد. این نشان می دهد که بشر اولیه بیشترین دغدغه و سبک زندگی که برای خود اختیار کرده بود، شکار حیواناتی که برای خوردن لازم داشته بوده است. وی به کشف علت پدیده هایی مانند شب و روز علاقه ای نداشته است. قدیمی‌ترین نقاشی‌ها که در گروته شاوه فرانسه قرار دارد مربوط به  ۳۲ هزار سال پیش می‌باشد.

حکاکی و رنگهای استفاده شده در این نقاشیها افرای قرمز و رنگ‌دانه سیاه می باشد. تصاویر رسم شده حیواناتی چون، اسب‌ها، کرگدن‌ها، شیرها، بوفالوها و ماموت‌ها را می باشد. در اکثر نقاط کره زمین، غارهایی شامل چنین تصاویری وجود دارد. قديمي‌ترين آثار نقاشي يافت شده در ايران نیز مربوط به دوران نوسنگي (حدود هشت هزار سال قبل از ميلاد) بوده كه بر صخره‌هاي غار دوشه و در دره ای در منطقه كوهدشت لرستان ترسيم شده‌اند.

اين نقاشي‌ها صحنه‌هاي رزم و شكار با تيرو كمان و حيواناتي چون اسب، بز كوهي و سگ را نشان مي‌دهد كه به شيوه‌اي ساده و ابتدايي و با تركيبات مواد رنگي قرمز اخرايي، سياه و اندكي زرد توسط انسان‌هاي غارنشين خلق شده است. نقوش روي صخره‌هاي لرستان شبيه نقوش مكشوفه در شرق اسپانيا در دوره‌هاي اخير و مربوط به دوره ماقبل تاريخ است. سبك اين نقوش بيشتر ذهني هستند و صراحت اغراق‌آميز در نشان دادن پيكرها و حركات آن‌ها در عين سادگي، به بيان روشن موضوع، كه جنگ و گريز شكارچيان با حيوانات است، ياري رسانيده است.

هنگامیکه صحبت درباره نقاشی قدیم ایرانی میشود، غالباً هنر مینیاتور به ذهنها می‌آید. در واقع، مشهورترین نمونه‌های هنر تصویری ایران را می‌توان بر صفحات نسخه‌های خطی و مرقعات مشاهده کرد. ما کاربرد واژهٔ نگارگری برای این گونه تصاویر را بر اصطلاح مینیاتور ترجیح می‌دهیم.

نقاشی یا نگارگری ایرانی که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده می‌شود شامل آثاری از دوره‌های مختلف تاریخ اسلامی ایران است که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی (ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک عیار، و…)، علمی و فنی (التریاق، الادویه المفرده، الاغانی، و…)، تاریخی (جامع التواریخ، و…)، و همچنین، برخی کتب مذهبی، همچون، خاوران نامه می‌باشد.
تحقيقات در این رشته، گویای این است که اين نقاشي‌ها، بر پايه ايماني جادويي شکل گرفته‌اند و پديدآورندگان آنها بر این اميد بوده اند که بتوانند در شکار دسته‌جمعي خود بر جانوراني که غذاي اصلي‌شان را تأمين مي‌کرده‌اند، پیروز شوند. يا با کشيدن تصاوير آنها، تعداد آنها را بيشتر و نسلشان را بارورتر کنند. آنها را خلق کرده‌اند و هيچ گونه تفکر هنري‌ در پشت آن درکار نبوده است.

به قول آرتور دانتو منتقد و استاد فلسفه: 《 هرگز به ذهن نقّاشان لاسکو، خطور نمي‌کرد که بر روي آن ديوارها مشغول پديد آوردن هنر هستند》؛ امّا اين آثار، امروزه به يکي از کم‌ياب‌ترين و باارزش‌ترين آثار هنري به‌جاي مانده از دوران پيش از تاريخ، تبديل شده‌اند. در واقع، آنچه را که ما امروزه صِرفاً هنر» مي‌ناميم، در گذشته، بخشي از زندگي اين انسان‌ها را تشکيل مي‌داده و به عبارتي، آنچه که اکنون براي ما جنبه تزئيني و زيبايي‌شناسانه دارد، براي انسان پيش از تاريخ، جنبه‌اي کارکردي و حياتي در زندگي داشته است.
بسیاری از آثار معروف و بنام  هنری امروزی، مانند مونالیزا، نقاشی هستند. اما اختلاف نظرهای جزئی در مورد اینکه این آثار با روشهای سنتی و یا کلاسیک با روش غیر سنتی و مدرن خلق شده اند، وجود دارد. اما از لحاظ مفهومی، هنرمندانی که از صدا، نور، چاپگرهای جوهرافشان، پیکسل‌های صفحه نمایشگر و پاستل یا مواد دیگر برای خلق اثرشان استفاده می‌کنند، با کسانی که مواد سنتی و رنگ‌های ترکیب شده با زرده تخم مرغ را بکار می‌برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری از این دست نقاشی گفته می‌شود.
برخی از تکنیک‌های نقاشی عبارتند از: آموزش آبرنگ، لعاب دادن نقاشی یا رنگ مومی، نقاشی یا رنگی که با موم آب‌کرده می‌سازند.

نقاشی دیواری، که معروف‌ترین نوع آن فرسکو است.

سایش و نقاشی نقطه‌ای

تکه‌چسبانی (کُلاژ)

نقاشی بر روی تخته نقاشی با افشانه (اِیر براش)

نقاشی با مواد جدید

نقاشی با کامپیوتر

نقاشی با دود

برای مطالعه سایر مقالات نقاشی ارژنگ اینجا کلیک کنید.

زندگینامه ونگوگ

زندگینامه ونگوگ

وینسنت ون گوگ یا ونسنت ویلم فان گوخ، متولد ۳۰ مارس ۱۸۵۳- در گذشته ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰، یک نقاش پسادریافتگر هلندی است. هنر ونگوگ تاثیر گسترده ای بر هنر سده ۲۰ میلادی داشت. پسادریافتگری یا پست امپرسیونیسم یا پساامپرسیونیسم، جنبش هنری گسترده ای بود. این سبک شامل مجموعه ای از گروهها و سبکها که یا در امتداد امپرسیونیسم یا به عنوان واکنشی در برابر آن، به وجود آمده بودند. ونگوگ در ویکیپدیا

پساامپرسیونیسم ، سبک معینی از هنر نیست. بلکه بیشتر شیوه های مختلفی را شامل می شود که بخاطر اهمیت به صراحت فرم و استحکام ساختار یا تاکید بر بیان درونی به کمک رنگ از سبک امپرسیونیسم فراتر رفته اند. شیوه امپرسیونیسم یا دریافتگری تلاش دارد با کمک ضربات پیاپی و شکسته قلم و به کار بردن لخته رنگ های تجزیه شده و تابناک که از ارتعاش تشعشعات نور خورشید را در ذهن تداعی می کند، دریافت و برداشت مستقیم خود را از دیده های زود گذر به شکلی رویا گونه به تصویر کشید. در مورد امپرسیونیسم در نقاشی اینجا بخوانید.

زندگینامه ونگوگ
زندگینامه ونگوگ

آثار ونگوگ شامل تک چهره، چشم انداز، طبیعت بی جان، سرو، گشتزار گندم و گل آفتابگردان می شود.در زندگینامه او میبینیم وی در کودکی به نقاشی علاقه داشت ولی تا آخر دهه دوم زندگی اش نقاشی نکرد. او بسیاری از کارهای شناخته شده اش را در دو سال آخر حیاتش تکمیل کرد. وی در یک دهه بیش از ۲۱۰۰ کار هنری تولید کرد که شامل ۸۶۰۰ نقاشی رنگ روغن و بیش از۱۳۰۰ اثر با آبرنگ و طراحی و چاپ می شود.

ونگوگ در خانواده ای سطح متوسط به بالا آمد و جوانی خود را به عنوان فروشنده آثار هنری گذراند. او پس از تدریس در آیل ورث و رامس گیت انگلستان، به لاهه، لندن و پاریس مسافرت کرد. او در جوانی عمیقا مذهبی بود. آرزو داشت کشیش شود. ون گوگ از سال ۱۸۷۹ میلادی به عنوان تبلیغگر مسیحیت در میان کارگران زغال سنگ در بلژیک فعالیت کرد. او در آنجا آغاز به کشیدن طرح هایی از مردم محلی نمود. در۱۸۵۵ میلادی اثر( سیب زمینی خورها)که نخستین کار مهم او شناخته می شود را کشید. در مارس ۱۸۶۶ به پاریس رفته و با دریافتگری فرانسوی آشنا شد.

سیب زمینی خورها یکی از اولین آثار برجسته ون گوگ است که در سال ۱۸۵۵ خلق شده است. این اثر به این دلیل اهمیت زیادی دارد که نخستین تلاش و تجربه ونسان سر تا پا شور و شوق بود، تا خود را به دنیای هنری اثبات کند. تلاشی که پس از ۵ سال مطالعه و خلق دهها طرح و اثر مشابه، همچون اثر نیمه تمام حفاران سیب زمینی در ۱۸۳۳، این بار به نتیجه رسید. ون گوگ این اثر را در پاسخ به کمک ها و حمایت های برادرش تئو به عنوان شاهکار هنری برای او فرستاد. اما این اثر که تمام امیدها و آرزوهای ونگوگ در آن نهفته بود، خیلی کمتر از آن چیزی که انتظارش را داشت به موفقیت رسید.ا

ثر سیب زمینی خورها تا قبل از خودکشی ون گوگ در سال ۱۸۹۰ در هیچ نمایشگاهی در پاریس به نمایش گذاشته نشد و علی رغم در خواست های مکرر وی از برادرش، تئو آن را به دلال آثار هنری ای که دوست وی بود نشان نداد. در این اثر ما شاهدیم که ون گوگ زندگی ساده ای را می ستاید که اساسش رابطه مستقیم با طبیعت است، و همچنین در ارزشها بورژوازی و مدرنیته شهری تردید می کند. چیزی که تصویر را متمایز می کند سادگی تکنیک ون گوگ است که بر اثر یک حالت ناپختگی می دهد و هم زمان به روستاییان یک حالت طبیعی پر جوش و خروش می بخشد. هر چند او در زمان حیاتش در گمنامی به سر می برد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو، یعنی تاکستان سرخ را فروخت که آن را در سال ۱۸۹۰ و در نمایشگاهی در بروکسل به قیمت ۴۰۰ فرانک خریدند.

تاکستان سرخ اکنون در موزه هنرهای زیبای پوشکین در مسکو نگهداری می شود. ون کوک شیفته نقاشی از مردم طبقه کارگر مانند تابلوی سیب زمینی خورها، کافه های شبانه، مانند تراس کافه در شب، مناظر طبیعی فرانسه، گل های آفتابگردان. شب های پرستاره که نه تنها یکی از شاهکارهای ون گوگ است، بلکه به عنوان یکی از نماد های هنر نوگرای اروپا به شمار می آید. ون کوک این اثر را در بیمارستان روانی در سن-رمی-دوپرانس در جنوب فرانسه که در آن بستری بود و یک سال قبل از مرگ خود کشید این اثر هم اکنون در موزه ی هنر مدرن در نیویورک نگهداری می شود وی در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی اختلال دو قطبی و فشار روحی رنج می برد.

ونگوگ در سال ۱۸۸۹ در یکی از بیمارستان های(سنت رمی)بستری می شود و بعد از رفتن به بیمارستان روانی، جهان را آن طور که از اتاقش می‌بیند می کشد. بعدا به او اجازه داده می شود که از بیمارستان دور شود و در فضای بیرون نقاشی بکشد.

رژیم غذایی، استواری عجیبی روی او گذاشت و با وجود بیماری روانیش شاهکارهایش را یکی پس از دیگری می کشید(رنگین کمان)،(درختان)،(سرو)،(اتاق خواب) و مزرعه گندم با کلاغ ها از آن جمله بود. در می ۱۸۹۰ وقتی ون گوگ از بیمارستان مرخص شد به نزدیکی خانه پل گاشه که در خارج از پاریس بود نقل مکان کرد. پل گاشه که یک فیزیکدان بود کسی بود که در ماههای آخر از ون گوگ نگهداری می کرد و توسط کامل پیسارو به ون گوگ معرفی شده بود. ون گوگ در جون ۱۹۸۰ از گاشه پرتره ای نیز کشید. به گفته کارشناسان بیشترین نمود خطوط مارپیچ را می توان در آثاری دریافت که پس از بروز نخستین اختلال عصبی و انتقال ون گوگ به درمانگاه(سنت رمی) در آوریل ۱۸۸۹ پدید آمد.

برای نمونه می توان به تابلوی مشهور (مزرعه گندم با سروها)اشاره کرد.خطوط رنگی این اثر نقاشی که همچون شعله های لرزان آتش به نظر می رسد هر بیننده ای را در این اندیشه فرو می برد که این خطوط مارپیچ و لرزان می تواند ناشی از بروز حمله عصبی حین نقاشی باشد. ون کوک از داد و ستدهای هنر متنفر بود و در طول زندگیش فقط یک تابلو را فروخت و شهرت او بیشتر براساس آثار ۳ ساله آخر از دوره کوتاه کاری ۱۰ ساله اوست.

رنگ های برجسته آن نشان از دلتنگی و اضطراب ناشی از بیماری روانی او می دهد که همین بیماری او را به سمت خودکشی راند و در ۲۷ جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به مزرعه گندم می رود و به سینه اش شلیک می کند و دو روز بعد از آن در مهمانسرای رَوو از دنیا می رود.

ونسان آخرین احساسش را به برادر خود که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود این گونه بیان کرد ((غم برای همیشه باقی خواهد ماند))جسدش را با گلهای زرد آفتابگردان(رنگ مورد علاقه اش) به خاک می سپارند و ۶ ماه بعد از آن نیز برادرش تئو فوت می ‌کند. زمانی که زندگی ونسان ون گوگ به پایان رسید این نابغه هنر جهان را با ۱۶۰۰ اثر هنری بی نظیر ترک کرد. به طور کلی ون گوگ بعد از رامبراند بزرگترین نقاش هلندی است.

برای مطالعه سایر مقالات نقاشی ارژنگ اینجا کلیک کنید.

تئوری های نقد آثار هنری

تئوری های نقد آثار هنری

خیلی اوقات از قیمت های بالای یک نقاشی متعجب شده اید. تئوری های نقد آثار هنری اغلب آدم را سردرگم می کنند. از نظر شما یک اثر زیاد حرفه ای کار نشده، اما برای آن قیمت های میلیون دلاری در نظر گرفته اند. شرکت در مزایده ها، نمایشگاه ها و …. باعث میشود که شما از خودتان بپرسید که برآورد این قیمت ها از چه چیزی ناشی می شود.

در‌هنر های بصری دو نیرو وجود دارد که بیش از هر عاملی روی کیفیت واکنش ها و شخصیت قضاوت های ما اثر می گذارد. تعیین کننده عکس العمل ما نسبت به قضاوتی‌ که می‌کنیم در گرو ۲ مقوله مهم در آثار هنری است.

اول: دانش و تجربه ما درباره آثار بزرگ و شاهکار های هنری که در بازه های زمانی متفاوت از گذشتگان و نقاشان معروف به جا مانده اند.

دوم:احساس ما درباره زیبایی تاریخی و زیبایی که در بستر چنین آثاری وجود دارد. که در صورت تکامل دانسته های ما درباره اصول و قواعد هنری بصری، مدرن  و …. دست کم باعث میشود که ما قضاوتی نسبتا صحیح ارائه دهیم.

تئوری های نقد آثار هنری
تئوری های نقد آثار هنری


حداقل اطلاعاتی که یک منتقد هنری باید برای قضاوت خود داشته باشد این است که اطلاعات درستی بر تاریخ هنر و تکنیک ها و سبک‌ها داشته باشد. زیرا منتقدین در بیشترین موارد تاثیر زیادی در نام گذاری سبک ها در تاریخ داشته اند. خواسته یا ناخواسته این منتقدین‌هستند که درک‌ما را از آثار هنری تشکیل می دهند.

نقد ژورنالیستی: مهم‌ترین مؤلفه نقد ژورنالیستی آن بود که به گونه ای از خبر و گزاره ای دربارهٔ یک رویداد فرهنگی و هنری تعبیر شود. برای خوانندگان یک مجله یا روزنامه نوشته می‌شد، به انعکاس مختصری از ویژگی‌های کلی یک نمایشگاه برای مخاطبان عام و گسترده محدود می‌ماند و اغلب عنوان مرور را روی آن می‌گذاشتند. نقدهایی که گیوم آپولینر می‌نوشت از انگیزهای ژورنالیستی مایه می‌گرفت و به منظور شرح و بیان یک عرصه پیچیده هنری بود.

نقد آموزشی: هدف از این‌گونه نقادی، ارتقاء آگاهی‌های حرفه‌ای و زیبا شناختی و بلوغ هنری هنر جویان بود. این نقد که بیشتر در کلاس‌های درس و هنرکده‌ها رواج داشت هم می‌توانست در مورد کارهای هنرجویان کارایی داشته باشد و هم در مورد آثار هنری پیشینیان. مراد آن بود که هنرجو بتواند خوب و بد کار خود را بسنجد.

نقد پژوهشی: این‌گونه از نقد هنری ابتدا تمام عناصر، سازه‌ها، فرام، ترکیب بندی، ساختار و رنگ را به دقت تجزیه و تحلیل می‌کند، سپس با تعبیر و تفسیر نماد‌ها و نشانه‌ها، به محتوا و درونه اثر می‌پردازد و دست آخر جایگاه اثر را در سلسله مراتب و رده‌بندی‌های تاریخ هنر مشخص می‌کند. نقد پژوهشی، در مورد هنرمندان زنده نقش قضاوت تاریخ را ایفا می‌کند و در مورد هنرمندان گذشته، شکلی از بازنگری در قضاوت‌های تاریخی را به خود می‌گیرد.* نقد ابزاری و کاربردی: این شکل از نقد هنری که به آن نقد هدفمند هم گفته می‌شود، در اثر هنری به چشم ابزاری برای پیشبرد اهداف اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و حتی روان شناختی نگاه می‌کند.

نقد فراگیر و مردم پسند: این شکل از نقد، که هرگز نمی‌توان آن را هنری نامید بیش از گونه‌های دیگر رواج دارد و در واقع همان آرا و نظرهایی است که مردم بعد از دیدن یک اثر هنری ابراز می‌کنند. هر کس بی آن که از زیر و بم کار آگاهی درستی داشته باشد، از سر عاطفه و احساس و بینش فردی خود قضاوت می‌کند و به اعتبار آن که از توانایی بینایی برخوردار است و زبانش می‌گردد قضاوت دربارهٔ اثر هنری را حق مسلم خود می‌شمارد.

نقد فرمالیستی: به‌طور کلی می‌توان گفت که نقد فرمالیستی نقدی است عاری از محتوای حسی و عاطفی، نگرشی است به سوی فناوری‌های هنری، سبک و منر و در یک‌کلام فرم مستقل از معنا معطوف و محدود مانده‌است. این نقد در ضدیت با محتوا گرایی و روان شناختی کردن اثر هنری پدید آمد و منتقدانی چون راجر فرای، کلایوبل و کلمنت گرین برگ و پیروان آن‌ها از مروجان سرسخت آن بودند.* نقد متن گرا یا محتوا گرا: این شکل از نقد هنری به سه گونه: نقد تاریخی، نقد سیاسی – اجتماعی و نقد روان شناختی تقسیم می‌شود.

تئوری های نقد آثار هنری


در رابطه با نقد آثار هنری ۳ تئوری نقد وجود دارد:

* ایمیتاسیونالیسم (Imitationalism). برخی افراد بر این باورند که هنر باید تقلیدی باشید از آنچه در دنیای واقعی دیده می‌شود.

* فرمالیسم – صورت‌گرایی (Formalism). بعضی بر این باورند که مهم‌ترین قسمت کار هنری استفاده از اصول طراحی و عناصر هنر است. یک اثر هنری موفق است اگر بافت، رنگ، خطوط و غیره آن به درستی سازمان یافته باشند.

* اموشنالیسم – احساس گرایی (Emotionalism). و در نهایت عده ای بر این باورند که مهم‌ترین قسمت اثر هنری حس و حالی است که هنرمند در هنگام خلق اثر داشته و آن را منتقل می‌کند.

 بی‌شک بهترین حالت این است که در هنگام نقد هنری اثر سعی کنید هر۳ مورد بالا را در ن‍ظر داشته باشید.شما چقدر در این زمینه اطلاعات دارید؟؟؟

برای مطالعه سایر مقالات نقاشی ارژنگ اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد می کنیم از صفحه اینستاگرام آموزشگاه نقاشی ارژنگ دیدن کنید.

عناصر بصری در مبانی هنرهای تجسمی

عناصر بصری در مبانی هنرهای تجسمی

1-نقطه در مبانی هنرهای تجسمی

نقظه شاید بسیار کوچک باشد اما تاثیر ‌بسیار ‌مهمی دارد. نقطه اولین عنصر بصری و مبدا پیدایش فرم است. نقطه ساده ترین عناصر بصری در مبانی هنرهای تجسمی می باشد. اما وجود آن باعث افزایش ارزش تصویری تازه ای می شود. نقطه می تواند از نظر شکل متفاوت باشد اما رایج ترین حالت آن به شکل دایره است. به ندرت آن را می توان به شکل ها و‌حالت های دیگر دید.

دانستن این تعاریف الفبای آموزش نقاشی بزرگسالان – طراحی می باشد.

در یک تعریف کلی نقطه را می توان به اولین تاثیر یک شی مثل مداد و گچ بر روی صفحه می گذارد تعریف کرد. نقطه ممکن است در‌ بعد های سطح، حجم و… مطرح شود. نقطه را از‌ نظر تصویری می‌توانیم به این گونه معرفی کنیم: کوچکترین جلوه و نمود بصری یک عنصر است.

هر نقطه دارای مفهوم و جلوه خاص تصویری از جمله مرکزیت و ایستا است. خصوصا اگر به صورت واحد در سطح یا فضا مطرح شود. نقطه دارای انرژی بسیار است. انرژی نقطه بسیار متراکم و در درون آن نهفته است. هرگاه نقطه به صورت واحد مطرح شود ارزش تصویری مستقلی را به خود میگیرد.

از تکرار‌ نقطه در یک مسیر و جهت خط پدیدار میشود. از تکرار نقطه در کنار یک دیگر به شکل منظم یا غیر منظم، شکل بدست آمده جلوه سطح را خواهد داشت. حتی از برخورد دو خط باهم نقطه ای به وجود می آید که به منزله تاکید است.

گاهی نقطه می تواند یک عنصر تصویری مثبت یا یک عنصر منفی در به وجود آوردن ترکیب باشد. به طور مثال در ترکیب های سیاه و سفید به سهولت می توان مفهوم مثبت و منفی را نشان داد. با تکرار نقطه در ترکیب های متنوع مفهوم ریتم را می توان شناخت و یکی از عوامل بسیار مهم در ترکیب ها در نظر گرفته میشود. نقطه به عنوان عنصر اصلی در فرم، در دو سر یک خط قرار دارد یا اینکه از برخورد محل دو خط بوجود می آید.


2-خط در مبانی هنرهای تجسمی

دومین عنصر بصری و تجسمی خط می باشد که به حالات و فرم های مختلف وجود دارد. خط یکی از مهمترین عناصر بصری در مبانی هنرهای تجسمی می باشد که شکل دهنده موضوعات هنری است. از نظر ریاضی امتداد نقطه در سطح یا در فضاست. اما بهتر است بگوییم که دارای واقعیت طولی است و فاقد عرض و عمق است.

از‌ نظر دیگر خط را می توانیم به این گونه که نقطه  ایستایست که در اثر نیرویی که از یک جهت به او وارد آمده، حالت ایستایی خود را از دست داده و به صورت عنصری فعال تبدیل شده است. این کاملا بر‌خلاف نقطه است.

نقطه دارای انرژی ساکن و متمرکز است. خط دارای انرژی فعال و متحرک است. از‌ نظر بصری، عینیت پدیده ها و واقعیت ها با خط ارزش تجسمی می یابد. گاهی خط محیطی را نشان می دهد.

گاهی اوقات تفاوت حجم و سطح را نشان می دهد. بر خلاف تعریف فلسفی خط، که آن را عنصری یک بعدی در نظر می گیرد از نظر تجسمی خط با انواع مختلف آن، نازک و کلفت یا ضعیف و قوی مفاهیم و تعاریف گوناگونی را در‌بر میگیرد.

خاصیت روانی و بصری خط بسته به انواع خط دارد و هر نوع آن بیان تصویری خاصی را در پی دارد. به طور مثال خط عمود نشان دهنده ایستایی،تعادل، قدرت مندیست. در حالی که خطوط افقی معرف تعادل، آرامش و سکون است.

خطوط مورب دارای جلوه نا پایداری بوده و با حرکت مهیج همراه است. در خطوط منحنی حس نرمی و لغزندگی را همراه با ملایمت منتقل می کند. خطوط مواج، مارپیچ، دندانه دار و …. تصویری متفاوت و ارزشی خاص به ما منتقل می کنند.

ما با توجه به حالات روحی و احساساتمان نوعی از خط را به نمایش می گذاریم. این مفهوم از دوران کودکی که به صادقانه ترین حالت احساسی هستند و بدون هیچ الگویی خط خطی می کنند، صادق است.


3-سطح

سطح سومین عنصر تصویری و تجسمی است که دارای دو بعد طول و عرض است. تعریف ریاضی و هندسی سطح از حرکت خط در فضا و در جهت مخالف حرکت اصلی خود است. نقطه اولین مولد فرم و فضا تعریف می شود که هرگاه از یک جهت رشد کند به خط تبدیل شده می شود.

اگر در تمام جهات رشد کند به صفحه‌ تبدیل میشود. از خصوصیات بصری و مشخصات سطح، شکل آن است که با خط پیرامونی آن قابل تشخیص است. در عین حال دارای خواص نقطه و خط نیز می باشد.

عناصر بصری در مبانی هنرهای تجسمی
عناصر بصری در مبانی هنرهای تجسمی

سطح مانند نقطه و خط تصویری فاقد عمق است و به صورت منفی قابل ادراک می باشد. سطح مثبت وابسته به احجام و اشیایی است که دارای واقعیت سه بعدی هستند مانند سیب، میز و ….سطح منفی نیز پدیده ای قابل ادراک است که در فاصله میان دو حجم یا در میان شئ سه بعدی قرار دارد. مانند فضای مربوط به سطح یک پنجره باز.


4-حجم

حجم عبارت است از‌ یک‌ عنصر تصویری که دارای سه بعد طول، عرض و‌عمق است. حجم عبارتست از سطحی که در‌فضا حرکت نموده و از جهت سطح خود در عمق گسترش‌ یافته است. در واقع حجم همان نقطه ای است که از تمام ابعاد پیرامون خود به جهات اطراف‌ حرکت نموده و منبسط شده است. در‌حجم ها سه عامل اولیه یعنی نقطه، خط و سطح وجودی اساسی و ضروری دارند.

حجم ها ممکن است دارای نظم هندسی یا فرم نامنظم تشکیل شوند. آنها از سه فرم مثلث، دایره،مربع تشکیل شود. مانند:مکعب، منشور،مخروط و …. از خصوصیات اولیه حجم این است که قسمتی از فضا را تصرف می کند. تصور حجم به دو صورت امکان پذیر است. اولی‌حجمی تو پر که قسمت داخلی آن را ماده ای اشغال کرده یا حجمی تو خالی. یا این که فقط سطوح جانبی آن پوشیده شده است.

همان طور که شکل بیشتر  وابسته به سطح است و صفت مشخصه آن محسوب می شود.فرم نیز وابسته به حجم بوده و به عنوان اولین صفت حجم به شمار می آید.

هر‌اثر هنری حتی در مراحل اولیه، نشانگر حالات عاطفی و اندیشه طراح است. طراح با استفاده از تجربیات و مهارت هایی که آموخته باید عناصر بصری در مبانی هنرهای تجسمی درستی را انتخاب و استفاده کند. البته که هر چه ترکیب با اصول و مقررات هنری پیش برود اثرش گویا تر و موثر تر خواهد بود.

برای اطلاع از شرایط ثبت نام آموزش نقاشی مقدماتی در آموزشگاه نقاشی ارژنگ کلیک کنید.

پیشنهاد می کنیم از صفحه اینستاگرام آموزشگاه نقاشی ارژنگ دیدن کنید.

پشتکار یا استعداد هنری

پشتکار یا استعداد هنری

همه ما انسان های موفق بسیاری را در اطراف خود دیده ایم. پشتکار یا استعداد هنری او را تحسین کرده ایم. حتی بعضی از آنها را به عنوان الگویی در‌ زندگی برای خودمان قرار دادیم. انسان های موفق را گاهی فراتر از یک انسان معمولی می دانیم.

در‌باره پشتکار یا استعداد هنری آنها به وفور شنیده ایم که «او سرشار از استعداد است» یا «استعداد او ذاتی است». اما در اصل این گونه نیست. این باور در سراسر جوامع انسانی مشاهده می شود. اما استعداد بخش کوچکی از یک موفقیت می تواند باشد. علت موفقیت واقعی در هر زمینه ای پشتکار و تلاش برای رسیدن به آن است.

پشتکار یا استعداد هنری
پشتکار یا استعداد هنری

زندگینامه ها، معرف پشتکار یا استعداد هنری

در زمینه پشتکار یا استعداد هنری حتی می توانید زندگی نامه افراد موفق را مطالعه کنید. زندگی نامه ها حاوی پند های ارزشمندی هستند که می توانند به شما انگیزه لازم را برای تلاش کردن بدهند. در نهایت می توانیم به این نتیجه برسیم که آنها بسیار زیاد برای رسیدن به موقعیت کنونی تلاش کرده اند. از لذت های زود گذر بسیاری گذشته اند تا به هدف خود برسند.

آنها علاوه بر این‌ که برای زندگیشان هدف تعیین می کنند، برای رسیدن به آن‌ تمام تلاششان را می کنند. اما در نهایت پشتکار یا استعداد هنری ؟ در‌کنار‌ تلاش، استعداد همانند نیروی محرکه ای است که می توانند به ما کمک کند اما شرط کافی نیست.

پشتکار یا استعداد هنری؟


اکنون زمان آن فرا رسیده که از‌خودتان بپرسید در‌ زندگی چه می خواهید؟ از انجام دادن چه کاری لذت می برید؟۵ سال آینده خودتان را در کجا میبینید؟؟حتی می توانید برای فهمیدن این موضوع چند رشته را امتحان کنید…
مثلا اگر متوجه شدید که علاقه مندی شما در زمینه هنر، نقاشی ‌و … است، منابعی را انتخاب کنید که شما را از‌ راه درست و اصولی به هدفتان نزدیک کنند. زیرا انتخاب یک منبع اشتباه علاوه بر اینکه علاقه مندی شما را از بین میبرد باعث می شود زمان زیادی را نیز از دست بدهید.

نقاشی هنری نیست که با آموزش فراوان یا مطالعه بتوان در آن پیشرفت کرد. نقاشی نیاز به صبر،پشتکار و ممارست دارد. با گذراندن یک دوره چند ماهه نمی توان انتظار خیلی بالایی از خروجی کار خود داشته باشید. تمرین های بسیار باعث میشود که مسیر موفقیت را در زمان بسیار کوتاه طی کنید.
و در نهایت خودتان را باور داشته باشید. شما می‌توانید بزرگترین مشوق برای خودتان باشید. هرگاه احساس خستگی کردید زمانی را برای استراحت در نظر بگیرید. اما هیچ گاه منصرف نشوید. موفقیت فردای شما حاصل تلاش امروز شماست.

برای مطالعه سایر مقالات نقاشی ارژنگ اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد می کنیم از صفحه اینستاگرام آموزشگاه نقاشی ارژنگ دیدن کنید.

پاک کن، از لوازم کاربردی در نقاشی

پاک کن، از لوازم کاربردی در نقاشی


هنگامی‌ که صحبت از متریال نقاشی میشود ذهن ما به سمت مداد ها، رنگ، قلمو ها و…می رود. اما پاک کن، از لوازم کاربردی در نقاشی است.
متریالی بسیار کاربردی با تنوع بالا. با استفاده از این متریال هم می توان بافت ایجاد کرد، نور و روشنی کار را نمایان‌ کرد و همین طور اشتباهات کار را اصلاح‌ نمود.

آموزش طراحی بزرگسالان را در این لینک بخوانید.

پاک کن، از لوازم کاربردی در نقاشی
پاک کن، از لوازم کاربردی در نقاشی


۱: پاک‌کن های معمولی

این‌ نوع پاک کن از لوازم کاربردی در نقاشی دانش آموزان است. برای کار های حرفه ای چندان مورد استفاده نیستند. پاک کن هایی نرم با قدرت پاک‌ کنندگی مناسب که کمترین آسیب‌ را به بافت کاغذ می زند. این پاک‌کن ها در اشکال و رنگ های متفاوت تولید میشوند.


۲:پاک کن های صابونی

این پاک‌کن ها بسیار نرم بوده به صورتی که با کمی فشار  پودر می شوند. این پاک کن، پاک کنندگی ضعیفی دارد و هنگام استفاده پس ماند کمی از خود به جای می گذارد. این پاک‌کن ها به دلیل اینکه ظرافت و پاک کنندگی مناسبی ندارند در تکنیک های نقاشی استفاده نمیشوند.


۳:پاک کن های خمیری

این‌ پاک کن ها شکل انعطاف پذیری دارند و‌ می توان آن را هنگام کار به هر شکلی در بیاوریم. هنگامی‌ که این پاک‌کن ها به خود رنگ جذب کنند می توان با چند بار ورز دادن همانند روز اول از آن استفاده کرد. پاک کن های خمیری قدرت پاک‌کنندگی متوسطی دارند. هنگام استفاده از خود پس ماندی به جای نمی گذارد و سطح کار همیشه پاکیزه می ماند. کار با آنها بسیار آسان و سرعتی است.


۴:پاک کن های مدادی

پاک کن های مدادی مغز آنها از وینیل ساخته شده است و توانایی جذب گرافیت به خود را دارد. این پاک کن برای تصحیح کردن اشتباهات استفاده نمیشود و فقط هنگام ظریف کاری های پوست،مو،ریش و … استفاده می شود. پاک کنندگی این مداد کم بوده و در اثر فشار بافت کاغذ از بین می رود. بیشترین استفاده این پاک‌کن ها در تکنیک سیاه قلم و هایپر رئال است.


۵:پاک کن های اتودی

پاک کن های اتودی همانند مداد های نوکی اند با این تفاوت که مغز متفاوتی دارند. این مدل پاک کن ها سایز بندی و ضخامت متفاوتی دارند. در جاهایی که ظرافت بیشتری نیاز‌ داریم می توانیم با کاتر قطر آن را کوچک تر‌ هم کنیم. این پاک کن ها قابلیت شارژ مغزی خود را دارند و برای کار های نقاشی‌ بسیار به صرفه اند زیرا نیاز به خرید مجدد پاک‌کن را ندارید. این پاک کن ها قدرت پاک کنندگی بسیار‌ خوبی دارند. برای نور اجسام،ظرافت های‌ مو و … استفاده می شود.


۶:پاک‌کن های برقی یا شارژی

این پاک‌کن ها از لوازم کاربردی در نقاشی های حرفه ای سیاه قلم و مدادرنگی و… دارند. پاک کن های شارژی به دلیل دقت، سهولت و سرعت بالایی که دارند بسیار کاربردی هستند. این پاک‌کن ها نیز مغزی قابل تعویض دارند و می توان جهت تیز کردن آنها از سمباده کمک گرفت. هنگام کار با این پاک‌کن ها نیازی به حرکت پاک‌کن نیست و نور بسیار خوبی در کار ایجاد می کنند.

برای مطالعه سایر مقالات نقاشی ارژنگ اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد می کنیم از صفحه اینستاگرام آموزشگاه نقاشی ارژنگ دیدن کنید.

ترکیب رنگ ها در نقاشی

ترکیب رنگ ها در نقاشی

ترکیب رنگ ها

اساس هر تئوری رنگ، دایره رنگ است و ترکیب رنگ ها در نقاشی را مشخص می کند. یک دایره رنگ ابتدایی که در آن رنگ های قرم، زرد و آبی وجود دارند. برای آشنایی با تئوری رنگ و شناخت و کاربرد رنگ در نقاشی، یادآوری این نکته لازم است که رنگ در حقیقت همان نور است. زمانی که نور سفید از منشور عبور کرده و تجزیه می شود، می توان طیف رنگ های خالص را با چشم دید. هر رنگی که در پیرامون خود می بینیم در حقیقت نوری است که جسم به چشم ما بازتاب می کند.

برای شناخت ترکیب رنگ در نقاشی کلیک کنید.

ترکیب رنگ ها در نقاشی
ترکیب رنگ ها در نقاشی


رنگ‌هاي اصلي

منظور از رنگ‌هاي اصلي يا درجه‌ی اول، رنگ‌هايي است كه معمولاً از ترکیب رنگ ها ی ديگر حاصل نمي‌شوند. بلكه ساير رنگ‌ها، از تركيب آنها با يكديگر به وجود مي‌آيند. رنگ‌هاي اصلي زرد، قرمز و آبي، در صورتي كه در خالص‌ترين حالت خود باشند و هيچ گرايشي به رنگ‌هاي ديگر در آنها ديده نشود. وقتي با يكديگر مخلوط شوند، خاكستري بسيار تيره‌اي را به وجود مي‌آورند. معمولاً رنگ‌هايي كه در بازار عرضه مي‌شوند، رنگ‌هایي با كيفيت واقعي رنگ‌هاي اصلي نيستند. 
در ميان زردهاي موجود در بازار، زرد كادميوم با درجه‌ی تيرگي متوسط، نزديك‌ترين رنگ به زرد اصلي دايره‌ی رنگ است. از مشهورترين قرمزهايي كه در بازار موجود هستند، قرمز كادميوم و قرمز آليزارين است كه در انواع مختلف سير و روشن ساخته مي‌شوند و در عين حال، هيچ كدام قرمز اصلي نيستند. اما مخلوط اين دو به قرمز اصلي نزديك است. معروف‌ترين رنگ‌هاي آبي موجود در بازار، آبي اولترامارين، آبي كبالت و آبي پروس هستند. اما آنها با آبي اصلي تفاوت دارند. با كمي تیره و روشن‌تر كردن آبي كبالت و آبي اولترامارين، مي‌توان از آنها به عنوان آبي اصلي استفاده كرد.

رنگ‌های درجه‌ی دوم (رنگ‌های مکمل، رنگ‌های فرعی، رنگ‌های ثانویه)

هر رنگ درجه‌ی دوم، معمولاً از مخلوط كردن دو رنگ اصلي ساخته مي‌شود:سبز = زرد + آبي بنفش = قرمز + آبي نارنجي = زرد + قرمزهر يك از رنگ‌هاي درجه‌ی دوم، مكمل يكي از رنگ‌هاي اصلي است. به همين دليل به رنگ‌هاي درجه‌ی دوم، رنگ‌هاي مكمل نيز گفته مي‌شود. دو رنگ مكمل، وقتي با هم مخلوط شوند، خاصيت رنگين بودن يكديگر را خنثي مي‌كنند، يعني از ترکیب رنگ ها، يك رنگ خاكستري تيره به دست مي‌آيد. در دايره‌ی دوازده‌تایی رنگ، هر دو رنگ مكمل به صورت قطري از دايره، روبروي هم قرار مي‌گيرند.

رنگ‌هاي درجه‌ی سوم (رنگ‌های ترکیبی)

اين رنگ‌ها از ترکیب رنگ ها ي اصلي با رنگ‌هاي درجه‌ی دوم ساخته مي‌شوند. رنگ‌هاي درجه‌ی سوم عبارتند از: زردنارنجي، قرمزنارنجي، قرمزبنفش، بنفش‌آبي، سبزآبي، سبززرد. به اين ترتيب با اضافه كردن اين شش رنگ به سه رنگ اصلي و سه رنگ درجه‌ی دوم‌، چرخه‌ی دوازده تايي رنگ‌ها كامل خواهد شد.
هنرمندان، رنگ‌شناسان و پژوهشگران، عموماً رنگ‌ها را به شيوه‌هاي مختلفي دسته‌بندي كرده اند که چرخه‌ی دوازده‌تایی رنگ پيشنهادي ایتن (Johannes Itten)  از همه‌ی دسته‌بندي‌ها، مشهورتر و داراي اعتبار بيشتري است.

ترکیب رنگ ها در نقاشی
ترکیب رنگ ها در نقاشی

ترکیب رنگ ها در نقاشی

رنگ‌هاي خنثي : رنگ هاي خنثي رنگ‌هايي هستند كه از تركيب رنگ‌هاي ديگر به وجود مي‌آيند و مي‌تواند اثرات مثبت يا منفي داشته باشند. رنگ‌هاي سفيد ، سياه ، خاكستري ، بژ و قهوه‌اي از جمله رنگ‌هاي خنثي هستند.

رنگ هاي داغ: بهترين نمونه‌ي رنگ داغ ، قرمز خاصي است كه با هيچ رنگي مخلوط نشده است و در قوي‌ترين حالت خود قرار دارد.رنگ داغ بسيار جلب توجه مي كند و به طرح ، حالت برجسته‌اي مي دهد. رنگ داغ ، يك رنگ گرم ، قوي و تهاجمي است. هم چنين با قدرتي كه دارد ، سيستم عصبي انسان را تحريك مي كند.

رنگ هاي يخ : رنگ يخ ، يخبندان و برف را به خاطر مي‌آورد و احساساتي كه به وسيله‌ي آن ايجاد مي‌شود ، در مقابل احساساتي است كه رنگ داغ ايجاد مي كند. اين رنگ ، به رنگ آبي اشاره دارد كه روشنايي بسيار دارد.وقتي رنگ گرم و سرد در كنار هم قرار مي‌گيرند ( مانند آتش و يخ ) ، حالت نوسان ايجاد مي‌كنند يعني احساس‌هاي متفاوتي را در ما به وجود مي‌آورند.

رنگ‌هاي گرم : به رنگ هاي واقع در بين دو طيف نوري زرد و نارنجي ، رنگ هاي گرم مي‌گويند. همه‌ي اين رنگ ها داراي رنگ قرمز هستند ، مانند قرمز ، نارنجي ، زرد – نارنجي ، زرد. اين رنگ ها در تركيب‌شان ، رنگ زرد و قرمز دارند كه احساسات گوناگوني را به وجود مي‌آورند.  رنگ‌هاي گرم ، داراي طولاني‌ترين طول موج هستند ، به همین دليل ديدن آن‌ها ، انرژي بيشتري نياز دارد. رنگ‌هاي گرم هيجان‌‌آور و نشاط انگيز هستند و به احساسات و هيجانات ، شدت مي‌دهند و طرح‌‌‌هاي رنگي گرم و دوستانه اي را به وجود مي‌اورند.

رنگ‌‌هاي گرم زنده و درخشان هستند و بيشتر به چشم مي‌‌‌زنند. اين رنگ‌ها در طراحي به رنگ‌هاي ” نزديك ” معروف هستند. زيرا باعث مي‌شوند اشياء نزديك‌تر از فاصله واقعي‌‌شان به نظر برسند. گرمای اين رنگ‌‌‌ها ، مانند غروب بر محيط اطراف مي‌‌تابد و آن را تحت تسلط خود در مي‌آورد.

رنگ‌هاي سرد : رنگ آبي، اساس رنگ‌‌هاي سرد است. اين رنگ‌ها به خاطر اضافه شدن رنگ زرد به تركيب‌‌شان از رنگ‌هاي يخي جدا مي‌شوند. رنگ‌هاي قرار گرفته بين دو طيف نوري سبز و بنفش را رنگ‌هاي سرد مي‌نامند. رنگ‌هايي مانند زرد – سبز ، آبي – سبز ، آبي فيروزه‌اي و سبز خالص، جزء رنگ‌هاي سرد هستند و در طبيعت ديده مي‌شوند. اين رنگ‌ها احساس طراوت و تازگي به ما مي‌بخشند.

رنگ‌هاي سرد ، ميزان فعاليت‌هاي بدن را پايين مي‌‌آورند و آرام بخش و تسكين دهنده هستند. رنگ‌هاي سرد در طراحي به رنگ‌هاي ” دور ” معروفند. زيرا باعث مي‌شوند اشياء دورتر از فاصله واقعي‌شان ديده شوند. همين ويژگي رنگ‌هاي سرد باعث مي‌شود كه فضاها را بزرگ‌تر و متعادل‌تر نشان دهند. 

رنگ‌هاي روشن: رنگ‌هاي روشن، ملايم كم‌‌رنگ ترين رنگ‌ها هستند. آن ها روشني خود را از نبود رنگ قابل مشاهده در تركيب‌شان مي‌گيرند و تقريبا شفاف هستند. وقتي روشني رنگ‌ها زياد مي‌شود ، تفاوت بين رنگ‌هاي مختلف كم مي‌شود. رنگ‌هاي روشن محيط را بزرگ‌تر نشان مي‌دهند و به فرد احساس نشاط ، سكوت ، آرامش و روشني مي‌بخشند.

رنگ‌هاي تيره: رنگ‌هاي تيره رنگ‌هايي هستند كه در تركيب‌شان رنگ سياه وجود دارد. اين رنگ‌ها فضا را كوچك‌تر نشان مي‌دهند.  رنگ‌هاي تيره داراي قدرت تاثيرگذاري بالايي هستند.اين رنگ‌ها در بافت‌هاي گوناگون مانند چرم ، پارچه و وسايل منزل ، يك اثر به ياد ماندني به وجود مي‌آورند و نشان دهنده‌ي ثروت و مقام اجتماعي بالا هستند. تركيب رنگ‌هاي تيره و روشن يك روش معمول براي نشان دادن تضادها و تفاوت‌ها در طبيعت است ، مانند شب و روز.

رنگ‌هاي كروماتيك: بين رنگ‌هاي قرمز ، زرد ، آبي ، سبز و … از يك سو و رنگ‌هاي سفيد ، سياه و خاكستري از سوي ديگر تفاوت وجود دارد. به رنگ‌‌هايي كه در طيف رنگي مي‌باشند ، كروماتيك مي‌گويند. رنگ‌هاي كروماتيك بسيار زياد هستند كه مهم‌ترين آن ها ، رنگ‌هاي اصلي ( زرد ، قرمز و آبي ) مي‌باشند. 

رنگ‌هاي اكروماتيك: كيفيتي كه در اغلب رنگ‌ها وجود دارد ، در رنگ هاي سفيد ، سياه و خاكستري وجود ندارد. به اين سه رنگ که فاقد رنگ هستند ، رنگ اكروماتيك مي‌گويند. رنگ سفيد در واقع رنگ نيست ، بلكه عدم وجود رنگ است.رنگ‌هاي مكمل: رنگ‌هاي مكمل مقابل يكديگرند. اين رنگ‌ها كه در چرخه رنگ در برابر يكديگر قرار دارند ، در كنار هم نمايي چشم‌گير و متعادل ايجاد مي‌كنند. اين رنگ‌ها از يك خانواده نمي‌‌باشند و بيشترين تفاوت را با هم دارند.

هنگامي كه رنگ‌هاي مكمل را با هم تركيب مي‌كنيم ، رنگ خاكستري به وجود مي‌آيد. چشم انسان بعد از ديدن يك رنگ، نياز دارد تا رنگ تكميل كننده‌ي آن را هم ببيند. نارنجي و آبي ، قرمز و سبز ، بنفش و زرد رنگ‌هاي مكمل هستند.   
رنگ‌هاى مکمل در واقع نوعى تضاد هستند که به‌ هنگام مشاهده همديگر را طلب مى‌کنند و در کنار هم ايجاد تحرک مى‌کنند و يکديگر را کامل مى‌کنند. هرگاه دو رنگ مکمل باهم ترکيب شوند نتيجه خاکسترى خواهد بود و تحرک آن از بين خواهد رفت و رنگى خنثي بدست خواهد آمد.

اما دو رنگ مکمل در کنار هم موجب درخشانى و جلوه يکديگر هستند. در طبيعت رنگ‌هاى مکمل در کنار هم به زيبايى مشاهده مى‌شوند چنان‌که گل سرخ در ميان انبوهى از برگ‌هاى سبز قرار دارد. تضاد رنگ‌هاى مکمل از ساده‌ترين تضادهاست. رؤيت يک رنگ باعث مى‌شود تا مکمل آن رنگ بر روى رنگ همجوار آشکار گردد. مى‌توان همه‌ٔ رنگ‌هاى مکمل را دو به دو با نسبت‌هاى نامساوى و مساوى با هم ترکيب نمود و طيف وسيعى از خاکسترى‌هاى رنگى به‌دست آورد.

مکمل رنگ قرمز <- رنگ سبز (آبى + زرد)مکمل رنگ زرد <- رنگ بنفش (آبى + قرمز)مکمل رنگ آبى <- رنگ نارنجى (زرد + قرمز)



برای اطلاع از شرایط ثبت نام آموزش نقاشی پیشرفته در آموزشگاه نقاشی ارژنگ کلیک کنید.

پیشنهاد می کنیم از صفحه اینستاگرام آموزشگاه نقاشی ارژنگ دیدن کنید.

هنر درمانی

هنر درمانی

هنردرمانی عبارت است از کاربرد مواد هنری برای بیان، و توانمند ساختن بیماراز طریق شناخت و حل تعارضات درونی خود در حضور هنردرمانگری که آموزش دیده است. در هنردرمانی، بیماران به مهارت یا تجربه قبلی در زمینه هنر نیاز ندارند؛ بلکه بیمار از طریق خلق اثر هنری و بازتاب آن در محصول و فرایند کار خودش، آگاهی از خویشتن و دیگران را افزایش داده و احساسات مثبت و اعتماد به نفس را در خود تقویت می کند.

مطالب بیشتر در ویکیپدیا در دسترس است.

هنر درمانی
هنر درمانی

هنر درمانگر


امروزه هنردرمانگران در مراکز گوناگون فعالیت می کنند. اکثر آن ها در بیمارستان های روان پزشکی یا تیم های بهداشت روانی و به عنوان مددکار اجتماعی مشغول به فعالیت هستند. آن ها همچنین در زندان و مدارس استثنایی و مدارس عادی کار می کنند. امروزه حجم کار هنردرمانگران در بخش های مراقبت از بیماران سرطانی، بیماران رو به مرگ یا مبتلا به ایدز، کار با معتادان و نیز کار با افرادی که دچار اختلالات یادگیری هستند و کودکانی که از اتیسم رنج می برند روز به روز بیشتر می شود.

 هنر در هر زمینه ای مانند آشپزی، نقاشی، موسیقی، سفالگری، آرایشگری و هر هنری که فرد بنا به سلیقه و خواست خود به آن مشغول باشد، در درمان اوموثر است. هنر درمانی به واسطه نقش مهمش در درمان، تاکید بر خلق یک اثر هنری ویژه ندارد. صرفا همینکه فرد برای درمان به سمت هنر درمانی سوق داده شده است و بتواند احساس آزادی، خلق کردن، تاثیرگذاری، شناخت هویت مستقل، آرامش و فعالیت هنری داشته باشد، میتواند خود دستآورد مهمی در درمان باشد.


ابراز وجود با هنر

یکی دیگر از دستآوردهای مهم هنر، ابراز وجود فرد است که هنر درمانگر به واسطه شناخت از هنر و علم روانشناسی، میتواند احساسات فرد مراجع را در قالب هنر که منتهی به انعکاس احساسات درونی مراجع در هنر است، بشناسد و به تحلیل آن بپردازد.

هنر درمانی – نقاشی

مهم ترین و رایج ترین ابزار هنردرمانی نقاشی است. از طریق عناصر موجود در نقاشی مانند خطوط، تصویر، جهت نقاشی، اندازه تصاویر، محتوای نقاشی و صحبت هایی که بیمار درباره آن بیان می کند می توان به ویژگی های عاطفی، ناکامی ها، فشارها و تمایلات درونی بیمار پی برد.

هنر درمانی
هنر درمانی


نقاشی همانند خواب و رویا بیمار را از ممنوعیت ها رها ساخته و با درمانگر در حالتی ناخودآگاه درباره کشفیات، افکار و دلهره هایش صحبت می کند و با مشکلات خود راحت تر مواجه می شود و با کمک درمانگر راه های تازه ای برای مقابله با مشکل خود پیدا می کند. خطوط و رنگ، این زوایا را به درمانگر می نماید. 

چگونگی هنر درمانی

اما اثر هنر در درمان از آن جا آغاز می شود که راه نفوذ به ناخودآگاه را آسان و امکان تغییر را در خودآگاهی پدید می آورد. هنر کمک می کند تا بیماران در رابطه با کارها و آثار خلاقانه هنری خویش چیزهایی بگویند، در حالی که غالبا متوجه این موضوع نمی شوند که در حال بیان مسائل درونی خود هستند، چون آن چه می سازند جنبه نمادین و سمبلیک دارد.

وقتی هم ساخت کارهای هنری پایان می یابد کماکان کارهای تولیدشده در جلسه درمان نگه داری می شوند. هرگاه لازم باشد می توان به این کارها بازگشت و درباره آن ها بحث کرد. فعالیت هنری می تواند فضایی جذاب و گروهی بسازد. به طوری که بیمار پیرامون موضوع مورد نظر به آسانی تمرکز پیدا می کند و درباره راه حل های مشکل خود فکر می کند. تجربیات هنردرمانگران می گوید فضای هنردرمانی، جوی ایمان و سازنده به وجود می آورد که در آن بیمار احساس تهدید نمی کند و به راحتی آن را می پذیرد.

نقش هنر در آموزش های تحصیلی


در جهان پیشرفته امروز و حتی بسیار پیش از این هنر منبع مهمی برای آموزش علوم مختلف در کودکان بوده است. هنر به تنهایی میتواند جمع آوری اطلاعات در حافظه را گسترش دهد و به آسانی و به دور از هر گونه سخت گیری که در یادگیری علوم وجود دارد میزان آموزش و یادگیری را در کودکان افزایش دهد.یکی از مهارت های جدید آموزگاران امروزی آموزش دروس ریاضی، علوم و تاریخ به وسیله هنر است.

زمانی که کودک بتواند مطالب و مفهوم ریاضی را با ریتمی آهنگین و با روشی هنری بیاموزد که هم علاقه او را بیشتر میکند و هم تأثیر مثبت بیشتری بر یادگیری او خواهد داشت. بنابراین دیگر نیازی به تکرار های مداوم و سخت گیری های پیش از این نمیباشد.


نقش هنر در رشد کودک

لازم است بدانید کودکی که با هنر عجین میشود و میتواند خود و توانایی های خود را در قالب خود ابراز کند و یا همچنین استعداد بالقوه خود را در هر هنری به شکل بالفعل دربیاورد به میزان قابل توجهی هدف و راه خود را در آینده پیدا میکند.

کودکانی که درکی از هنر پیدا میکنند قطعاً میتوانند با گذشت زمان راه و انتخاب خود را نیز بشناسند و با علم بیشتری به آنچه که هستند و آنچه که میخواهند باشند نگاه کنند. کودکانی که هنری را میاموزند به غیر از آگاهی در انتخابهایشان میتوانند در ورود به اجتماع با اعتماد به نفس بیشتری ظاهر شوند و نیاز مبرمی به توضیح از خودشان نداشته باشند. فقط کافی است در جایگاه مناسب خود قرار بگیرند تا بتوانند در فرصت های مناسب خود و استعدادشان را به اطرافیانشان نشان دهند.

هنر درمانی
هنر درمانی

از این رو کودک بدون آنکه تلاش مضطربی برای جذب همسالان و یا از دست دادن آنها داشته باشد میتواند احساسات خوشایند را هم به خود و همچنین به دیگران منتقل کند.

خشم فروخورده

در واقع هنر جایگاهی برای، کنترل خشم و بروز احساساتی است که پیش از این فروخورده شده و اکنون به وسیله هنر، راهی برای رهایی و خودنمایی پیدا میکند. درمان های روان شناسی تمام تلاش خود را میکنند که فرد بتواند به این مرحله رسد که احساسات خود را بازشناسد و آنها را تجربه کند. بنابراین هم وسیله ای مهم برای این اقدام در روانشناسی محسوب میشود و به غیر از لذت و حظ بصری و شنیداری در فردی که به خلق میپردازد، راهی بدون مقاومت برای بروز احساسات نیز پیدا کرده است.

هنر برای مشکلات جدی که در زندگی رخ می دهد

هنر درمانگر میتواند این راه و شناخت راهکارهای درمانی را در قالب اثرهای دیگر برای مراجع آسان تر کند. هنر درمانی در بیماری های سخت روحی و درمان آنها نیز مؤثر واقع میشود. از آنجایی که اتفاقات سهمگینی مانند مرگ عزیزان و یا تجاوزهای جنسی و سانحه ها، اتفاقاتی نیستند که هر فردی بتواند روزانه با آنها مواجه شود و فرد مورد آسیب بتواند رنج خود را با دیگران در یک سطح قرار دهد، بنابراین فرد آسیب دیده پس از سانحه قطعا دچار شوکی عظیم میشود. که هیچ راهکاری جز درمان های روانشناسانه نمیتواند او را به زندگی مجدد و بدون آسیب برگرداند.


اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD)

وقتی صحبت از آسیب و تحمل رنج میشود، اختلالات اضطرابی پس از سانحه، از جمله اختلالاتی هستند که به واسطه هنر درمانی میتوانند بهبود پیدا کنند. کسب آرامش، بودن و حضور داشتن در یک فضای خصوصی که در آن تولید یک اثر اتفاق میافتد، کاهش استرس و اضطراب احساس متعلق بودن، احساس مفید بودن و تجربه احساس کارآمدی و درک دوباره زندگی به واسطه هنر از دستآوردهای هنر درمانی در این اختلال اضطرابی است.


روش عملکرد هنر درمانی چگونه است؟

هنر درمانگر می‌تواند از روش‌های متنوع و متعدد هنری از جمله نقاشی، طراحی، مجسمه‌سازی و کولاژ (تصویر تکّه‌کاری) در مورد بیماران، از کودک تا سالمند، استفاده کند.
کسانی که به آسیب‌های هیجانی، خشونت جسمی، بهره‌کشی خانگی، اضطراب، افسردگی و سایر مشکلات روانی شده باشند می‌توانند از خودبیانگری خلاقانه سود ببرند. خدمات هنردرمانی می‌تواند در مدرسه، سازمان‌های اجتماعی، بیمارستان و مراکز روان درمانی خصوصی در دسترس بیماران باشند.
احتمالاً دوست دارید بدانید که جلسات هنردرمانی با کلاس‌های معمولی هنرآموزی چه تفاوتی دارد. در کتاب مرجع هنردرمانی نوشته‌ی کتی مالدیوچی چنین آمده است:«در اغلب جلسات هنردرمانی، تمرکز بر روی تجربیات درونی (احساسات، ادراکات و تصوّرات) خود شخص است.
با وجودی که هنردرمانی ممکن است شامل یادگیری مهارت‌ها یا تکنیک‌های هنری گردد، امّا تأکید به طور کلّی نخست بر ایجاد و بیان تصاویری است که از درون فرد برمی‌آید. نه بر آن چیزهایی که او در دنیای خارج می‌بیند.» و با وجودی که در بعضی از کلاس‌های سنتی هنری نیز ممکن است از شما خواسته شود که از روی تصوّرات و تخیلاتتان طراحی یا نقاشی کنید امّا در هنردرمانی، دنیای درونی تصاویر، احساسات، افکار و ایده‌های شما همواره در درجه اوّل اهمیت قرار دارد.

برای اطلاع از تمامی رشته های آموزش نقاشی در آموزشگاه نقاشی ارژنگ کلیک کنید.

پیشنهاد می کنیم از صفحه اینستاگرام آموزشگاه نقاشی ارژنگ دیدن کنید.

تاثیر رنگ ها بر زندگی انسان

تاثیر رنگ ها بر زندگی انسان
رنگ، یكی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر زندگی انسان ها است و نقشی اساسی در ایجاد ارتباط بین انسان و محیط اطراف اش ایجاد می کند. می توان گفت انسان ها و رنگ ها زیرمجموعه ای هستند  که دائماً در حال تعامل و تعادل با یكدیگر اند. جالب است بدانید که رنگ ها تاثیر بارزی در روحیات و به طور کلی زندگی انسان ایفا می کنند؛ به همین دلیل از روانشناسی رنگ ها در حوزه درمانی و شناختی نیز استفاده می شود.
از دیرزمان تا کنون اثرات روحی و روانی رنگ ها را در افراد مختلف مورد بررسی متخصصین رنگ درمانی قرار گرفته است؛ به طوری که هم اکنون مشخص شده است جایگزینی نامناسب رنگ ها در مكان های خاص و به کارگیری نادرست آن در محیط اطراف انسان ها، صدمات روحی شدیدی به افراد وارد میکند.
روان شناسی رنگ ،به معنی تاثیر رنگ ها بر زندگی انسان  است. میتوان از رنگ ها به عنوان : شفادهنده بیماری ها، ایجاد کننده تغییرات مثبت در فكر و ذهن و جسم، به نمایش درآوردن شخصیت انسان ها جهت تنظیم اهداف شغلی و ارتقاء مهارت های ارتباطی استفاده میشود. استفاده درست و اصولی از رنگ ها میتواند فقدان انگیزه ای که در اثر یک میحط بی روح و یکنواخت به وجود آمده است را از بین ببرد.

تاثیر رنگ ها بر زندگی انسان
تاثیر رنگ ها بر زندگی انسان

تا به حال شده است كه احساس آرامش بیشتری كنید وقتی وارد اتاقی سبز رنگ می شوید؟
آیا برایتان پیش آمده هنگامی که بسیار گرسنه هستید با ورود به رستوران اشتهای خود را از دست بدهید ؟
تاثیر رنگ ها بر زندگی انسان فروان است و حالات روانی وعاطفی آنان را شدیداً تحت تاثیر قرار می دهند. رنگها هر یک حاوی پیامی خاص به بینندگان می باشند که این موضوع از قدیم مورد برسی و تحقیق دانشمندان و روانشناسان بوده و در دهه های اخیر در مباحث روانشناسی رنگها تحقیقات و کندوکاوهای فراوان و مفصل صورت پذیرفته است.
رنگ های سرد
رنگ ها سرد، رنگ ها سبز ، بنفش و آبی هستند. این رنگ ها به طور کلی باعث ایجاد احساس آرامش و در طرف مقابل به همان میزان نیز میتوانند باعث ایجاد احساس غم و ناراحتی شوند.
رنگ های گرم
رنگ های گرم شامل رنگ قرمز، زرد و نارنجی هستند. این طیف رنگی موجب آسایش، عصبانیت و خصومت میشود.این رنگها اشتها آور هستند و به همین دلیل اکثر رستوران ها از این رنگ ها استفاده میکنند.
‏v رنگ قرمز: انرژی می دهد، نیرو را بالا می برد، گردش خون را تحریک می کند.
‏v رنگ آبی: تسکین می بخشد، باعث آرامش و آسودگی می شود، تفکر منطقی را برمی انگیزد.
‏v رنگ زرد: انگیزه ایجاد می کند، وضوح ذهنی و توانایی ارتباط گرفتن را ارتقا می دهد.
‏v رنگ سبز: سرزندگی و هماهنگی را تشدید می کنند و اثری پایدارکننده دارد.
‏v رنگ نارنجی: بی باکی، شورونشاط و هوش را تقویت می کند.
‏v رنگ بنفش/ارغوانی: به تقویت اعتمادبه نفس و الهام بخشی یا درون انگیزی کمک کرده و دستگاه عصبی را متعادل می کند.
‏v رنگ سفید: همه رنگ ها را در خود دارد؛ برای شفابخشی و هشیاری معنوی خوب است.
برای اطلاع از تمامی رشته های آموزش نقاشی در آموزشگاه نقاشی ارژنگ کلیک کنید.
پیشنهاد می کنیم از صفحه اینستاگرام آموزشگاه نقاشی ارژنگ دیدن کنید.