زندگینامه ونگوگ

زندگینامه ونگوگ

وینسنت ون گوگ یا ونسنت ویلم فان گوخ، متولد ۳۰ مارس ۱۸۵۳- در گذشته ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰، یک نقاش پسادریافتگر هلندی است. هنر ونگوگ تاثیر گسترده ای بر هنر سده ۲۰ میلادی داشت. پسادریافتگری یا پست امپرسیونیسم یا پساامپرسیونیسم، جنبش هنری گسترده ای بود. این سبک شامل مجموعه ای از گروهها و سبکها که یا در امتداد امپرسیونیسم یا به عنوان واکنشی در برابر آن، به وجود آمده بودند. ونگوگ در ویکیپدیا

پساامپرسیونیسم ، سبک معینی از هنر نیست. بلکه بیشتر شیوه های مختلفی را شامل می شود که بخاطر اهمیت به صراحت فرم و استحکام ساختار یا تاکید بر بیان درونی به کمک رنگ از سبک امپرسیونیسم فراتر رفته اند. شیوه امپرسیونیسم یا دریافتگری تلاش دارد با کمک ضربات پیاپی و شکسته قلم و به کار بردن لخته رنگ های تجزیه شده و تابناک که از ارتعاش تشعشعات نور خورشید را در ذهن تداعی می کند، دریافت و برداشت مستقیم خود را از دیده های زود گذر به شکلی رویا گونه به تصویر کشید. در مورد امپرسیونیسم در نقاشی اینجا بخوانید.

زندگینامه ونگوگ
زندگینامه ونگوگ

آثار ونگوگ شامل تک چهره، چشم انداز، طبیعت بی جان، سرو، گشتزار گندم و گل آفتابگردان می شود.در زندگینامه او میبینیم وی در کودکی به نقاشی علاقه داشت ولی تا آخر دهه دوم زندگی اش نقاشی نکرد. او بسیاری از کارهای شناخته شده اش را در دو سال آخر حیاتش تکمیل کرد. وی در یک دهه بیش از ۲۱۰۰ کار هنری تولید کرد که شامل ۸۶۰۰ نقاشی رنگ روغن و بیش از۱۳۰۰ اثر با آبرنگ و طراحی و چاپ می شود.

ونگوگ در خانواده ای سطح متوسط به بالا آمد و جوانی خود را به عنوان فروشنده آثار هنری گذراند. او پس از تدریس در آیل ورث و رامس گیت انگلستان، به لاهه، لندن و پاریس مسافرت کرد. او در جوانی عمیقا مذهبی بود. آرزو داشت کشیش شود. ون گوگ از سال ۱۸۷۹ میلادی به عنوان تبلیغگر مسیحیت در میان کارگران زغال سنگ در بلژیک فعالیت کرد. او در آنجا آغاز به کشیدن طرح هایی از مردم محلی نمود. در۱۸۵۵ میلادی اثر( سیب زمینی خورها)که نخستین کار مهم او شناخته می شود را کشید. در مارس ۱۸۶۶ به پاریس رفته و با دریافتگری فرانسوی آشنا شد.

سیب زمینی خورها یکی از اولین آثار برجسته ون گوگ است که در سال ۱۸۵۵ خلق شده است. این اثر به این دلیل اهمیت زیادی دارد که نخستین تلاش و تجربه ونسان سر تا پا شور و شوق بود، تا خود را به دنیای هنری اثبات کند. تلاشی که پس از ۵ سال مطالعه و خلق دهها طرح و اثر مشابه، همچون اثر نیمه تمام حفاران سیب زمینی در ۱۸۳۳، این بار به نتیجه رسید. ون گوگ این اثر را در پاسخ به کمک ها و حمایت های برادرش تئو به عنوان شاهکار هنری برای او فرستاد. اما این اثر که تمام امیدها و آرزوهای ونگوگ در آن نهفته بود، خیلی کمتر از آن چیزی که انتظارش را داشت به موفقیت رسید.ا

ثر سیب زمینی خورها تا قبل از خودکشی ون گوگ در سال ۱۸۹۰ در هیچ نمایشگاهی در پاریس به نمایش گذاشته نشد و علی رغم در خواست های مکرر وی از برادرش، تئو آن را به دلال آثار هنری ای که دوست وی بود نشان نداد. در این اثر ما شاهدیم که ون گوگ زندگی ساده ای را می ستاید که اساسش رابطه مستقیم با طبیعت است، و همچنین در ارزشها بورژوازی و مدرنیته شهری تردید می کند. چیزی که تصویر را متمایز می کند سادگی تکنیک ون گوگ است که بر اثر یک حالت ناپختگی می دهد و هم زمان به روستاییان یک حالت طبیعی پر جوش و خروش می بخشد. هر چند او در زمان حیاتش در گمنامی به سر می برد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو، یعنی تاکستان سرخ را فروخت که آن را در سال ۱۸۹۰ و در نمایشگاهی در بروکسل به قیمت ۴۰۰ فرانک خریدند.

تاکستان سرخ اکنون در موزه هنرهای زیبای پوشکین در مسکو نگهداری می شود. ون کوک شیفته نقاشی از مردم طبقه کارگر مانند تابلوی سیب زمینی خورها، کافه های شبانه، مانند تراس کافه در شب، مناظر طبیعی فرانسه، گل های آفتابگردان. شب های پرستاره که نه تنها یکی از شاهکارهای ون گوگ است، بلکه به عنوان یکی از نماد های هنر نوگرای اروپا به شمار می آید. ون کوک این اثر را در بیمارستان روانی در سن-رمی-دوپرانس در جنوب فرانسه که در آن بستری بود و یک سال قبل از مرگ خود کشید این اثر هم اکنون در موزه ی هنر مدرن در نیویورک نگهداری می شود وی در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی اختلال دو قطبی و فشار روحی رنج می برد.

ونگوگ در سال ۱۸۸۹ در یکی از بیمارستان های(سنت رمی)بستری می شود و بعد از رفتن به بیمارستان روانی، جهان را آن طور که از اتاقش می‌بیند می کشد. بعدا به او اجازه داده می شود که از بیمارستان دور شود و در فضای بیرون نقاشی بکشد.

رژیم غذایی، استواری عجیبی روی او گذاشت و با وجود بیماری روانیش شاهکارهایش را یکی پس از دیگری می کشید(رنگین کمان)،(درختان)،(سرو)،(اتاق خواب) و مزرعه گندم با کلاغ ها از آن جمله بود. در می ۱۸۹۰ وقتی ون گوگ از بیمارستان مرخص شد به نزدیکی خانه پل گاشه که در خارج از پاریس بود نقل مکان کرد. پل گاشه که یک فیزیکدان بود کسی بود که در ماههای آخر از ون گوگ نگهداری می کرد و توسط کامل پیسارو به ون گوگ معرفی شده بود. ون گوگ در جون ۱۹۸۰ از گاشه پرتره ای نیز کشید. به گفته کارشناسان بیشترین نمود خطوط مارپیچ را می توان در آثاری دریافت که پس از بروز نخستین اختلال عصبی و انتقال ون گوگ به درمانگاه(سنت رمی) در آوریل ۱۸۸۹ پدید آمد.

برای نمونه می توان به تابلوی مشهور (مزرعه گندم با سروها)اشاره کرد.خطوط رنگی این اثر نقاشی که همچون شعله های لرزان آتش به نظر می رسد هر بیننده ای را در این اندیشه فرو می برد که این خطوط مارپیچ و لرزان می تواند ناشی از بروز حمله عصبی حین نقاشی باشد. ون کوک از داد و ستدهای هنر متنفر بود و در طول زندگیش فقط یک تابلو را فروخت و شهرت او بیشتر براساس آثار ۳ ساله آخر از دوره کوتاه کاری ۱۰ ساله اوست.

رنگ های برجسته آن نشان از دلتنگی و اضطراب ناشی از بیماری روانی او می دهد که همین بیماری او را به سمت خودکشی راند و در ۲۷ جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به مزرعه گندم می رود و به سینه اش شلیک می کند و دو روز بعد از آن در مهمانسرای رَوو از دنیا می رود.

ونسان آخرین احساسش را به برادر خود که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود این گونه بیان کرد ((غم برای همیشه باقی خواهد ماند))جسدش را با گلهای زرد آفتابگردان(رنگ مورد علاقه اش) به خاک می سپارند و ۶ ماه بعد از آن نیز برادرش تئو فوت می ‌کند. زمانی که زندگی ونسان ون گوگ به پایان رسید این نابغه هنر جهان را با ۱۶۰۰ اثر هنری بی نظیر ترک کرد. به طور کلی ون گوگ بعد از رامبراند بزرگترین نقاش هلندی است.

برای مطالعه سایر مقالات نقاشی ارژنگ اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *