مبانی هنرهای تجسمی در نقاشی

مبانی هنرهای تجسمی در نقاشی

مبناي قياس قدرت هنري يك نقاش، تنها خلق اثر تكنيكي و هنرمندانه نيست. بلكه وي بايد بر مباحث تئوري مبانی هنرهای تجسمی در نقاشی نيز مسلط باشد. تصور كنيد در يك دورهمي، شما بعنوان يك هنرمند معرفي شويد. اگر كسي از شما راجع به مفهوم تكسچر و يا چرخه رنگ ايتن سوالي بپرسد، مي توانيد آنطور كه برازنده نام يك هنرمند است پاسخگو باشيد؟ تا بحال از خود در رابطه با جايگاه تركيب بندي عناصر بصري در هنرهاي تجسمي پرسيده ايد؟
مي دانيد مباني هنرهاي تجسمي چيست؟ هر كشوري زبان و ادبيات و فرهنگ مخصوص به خود را دارد. هر جامعه بار فرهنگي و سنن و عرفي خاص خود را به دوش مي كشد. طبيعت زبان واحد و يكپارچه مخصوص به خود را در گستره گيتي دارد. هنر كه تحت لواي طبيعت خلق شده و زبان دل افراد بسياري است داراي قاعده و الفباي اجرايي خاصي ميباشد.

مبانی هنرهای تجسمی در نقاشی
مبانی هنرهای تجسمی در نقاشی

عناصر بصری

در هنر، مباني هنرهاي تجسمي پايه و زبان ابداع اثر تجسمي است. هر اثر هنري تشكيل شده از عناصر بصري مانند نقطه، خط، سطح، حجم، شكل، بافت، رنگ و …. . برجسته بودن يك اثر تجسمي مانند نقاشي در بكارگيري عناصر بصري در سايه كيفيت روابط بين اين عناصر ميباشد. انسجام اين عناصر بر اساس داشتن: تعادل، تناسب، ريتم و هماهنگي است.

همانطور كه پيشتر اشاره شد، عناصر بصري داراي دو بخش، عيان و ملموس مانند نقطه، خط، حجم و بخش كيفيت خاصي كه حاصل سالها تجربه و ممارست هنرمند در استفاده از عناصر بصري مانند تعادل، تناسب، ريتم و… است. در اينجا به شرح مختصري از اين عناصر بصري مي پردازيم:

_نقطه: كوچكترين عنصر بصري است كه بر حسب قرار گرفتن خود در كادر موقعيتهاي مختلفي را اجرا مي كند. گاهي تراكم و نزديكي كه حاصل كنار هم قرار گرفتن چند نقطه در كادر است، و گاهي پراكندگي و دوري.
_خط: عنصري است مهم كه در محيط پيرامون خود به كرّات شاهدش هستيم. مانند خطوط آجرهاي چيده شده يك ديوار. يا خطوط نرم روي بالش. خط انواع متفاوتي دارد: مانند خط افقي، خط عمودي، خط شكسته، خط منحني و …
_سطح: بر دو پايه مهم استوار است: طول و عرض. وقتي نقطه بصورت نيروي متمركز تصوير در يك جهت حركت ميكند ايجاد خط ميكند و اگر در تمام جهات متحرك باشد،ايجاد سطح ميكند.
حجم: يك عنصر بصري كه داراي سه بُعد، طول و عرض و عمق مي باشد، و تشكيل شده از سه عامل مهم. نقطه،خط و سطح. حجم ميتواند بصورت يك شكل هندسي و منظم مانند دايره و مربع باشد؛ و يا بصورت نامنظم مثل يك قطعه سنگ.


_بافت: در هنرهاي تجسمي از دو منظر قوه بينايي و قوه لامسه بررسي مي شود.
_شكل: در هنرهاي تجسمي حالت و ويژگيهاي متنوعي دارد. بصورت سطح و حجم و يا تركيب اين دو با هم بررسي ميشود. مانند سنگ، درخت، حيوانات و حتي بصورت خلق يك اثر تجسمي با ابزار مانند كشيدن يك تابلو نقاشي و يا ساخت يك مجسمه.
_رنگ: قسمتي از مبحث مهم و دلنشين مبانی هنرهای تجسمی در نقاشی به رنگ اختصاص داده شده است. در اينجا گزيده اي از آن را به اختصار بررسي ميكنيم:
رنگهاي اصلي: در دایره و چرخه رنگ‌ها، رنگ قرمز، زرد، آبی جز رنگ‌های اصلی و اولیه هستند، زیرا در ترکیب اولیه ساخته‌ شده این رنگ‌ها از هیچ رنگ دیگری استفاده‌ نشده است و نمی‌توان آنها را از مخلوط کردن رنگ‌های دیگر به وجود آوریم. به عبارت دیگر می‌توانیم بگوییم رنگ‌های اصلی جز خالص‌ترین رنگ‌ها هستند و با ترکیب این سه رنگ می‌توانیم رنگ‌های موجود در طبیعت را بسازیم.  
رنگهاي ثانويه: رنگ‌های ثانویه از مخلوط کردن دو رنگ اصلی به مقدار مساوی این رنگ ها به دست می آیند.

* بنفش (قرمز+آبی)* سبز (آبی+ زرد)* نارنجی (قرمز+زرد)

مبانی هنرهای تجسمی در نقاشی
مبانی هنرهای تجسمی در نقاشی


رنگهاي مكمل: هر یک از رنگ های ثانویه، مکمل رنگ های اولیه هستند، به گونه ای که این رنگ ها یکدیگر را کامل می کنند. این رنگ‌ها بر روی چرخه رنگ، رو به روی‌ هم قرار می‌گیرند. به طور کلی می توانیم این گونه عنوان کنیم که از ترکیب رنگ های اولیه و رنگ های ثانویه، رنگ خاکستری به دست می آید که رنگی خنثی است. دو رنگ مکمل در مقابل هم باعث درخشش بیشتر می‌شود که نمونه ی بارز آن را می توانیم در طبیعت ببینم. به عنوان مثال، رنگ قرمز که رنگ اصلی است، مکمل رنگ سبز است که این رنگ جز رنگ های ثانویه است. رنگ‌های آبی و نارنجی هم جز رنگ‌های مکملی هستند که طرفدارن زیادی دارند.


رنگهاي فعال و غير فعال: رنگ‌های فعال و غیرفعال چرخه رنگ را می‌توان به دامنه‌ای از رنگ‌های فعال و غیرفعال تقسیم کرد. رنگ‌های فعال به آن دسته از رنگ‌هایی گفته می‌شود که در گروه رنگ‌های گرم قرار می‌گیرند. همانند قرمز، زرد، نارنجی. این رنگ‌ها دارای شور و هیجان و انعطاف‌پذیری زیادی هستند. هنگامی‌که در برابر رنگ‌های غیرفعال قرار می‌گیرند کاملاً نمایان می‌شوند؛ رنگ‌های غیرفعال به رنگ‌هایی گفته می‌شود که خنثی‌تر و کم‌رنگ‌تر از رنگ‌های فعال هستند. این رنگ‌ها در دسته رنگ‌های سرد قرار می‌گیرند و تأثیر آرام بخشی بر افراد می‌گذارند که شامل رنگ‌های سبز آبی بنفش می‌شوند.

برای توضیحات بیشتر عناصر بصری به این لینک مراجعه کنید.

کیفیات بصری

_تناسب: در هنرهاي تجسمي يك اصل پايه و مهم مي باشد. به نوع كيفيت رابطه مناسب بين اجزاي تشكيل دهنده يك اثر هنري دلالت ميكند. مثلا در يك اثر نقاشي و يا طراحي ميتواند به تناسب روابط خطوط سيال، رنگها و وسعت سطوح اشاره كند. يك هنرمند كارآزموده و حرفه اي باید درملاحظات اصول تناسب و استفاده از قانون تناسب طلايي، اصول و قائده تقسيمات و ايجاد فضاي مثبت و منفي در كادر، در رفع نقصان كار بكوشد.
_تعادل: از ملزومات زندگي بشر، تعادل است. جايگاهش در علم هنر ايجاد تعادل بين اجزاي اثر هنري مي باشد. عدم ارتباط مؤثر بين اجزا و عناصر، باعث بر هم خوردن تناسب و خدشه دار شدن تاثير لازم مي شود.
_ريتم: واژه اي است كه در موسيقي كاربرد دارد. اما در مباني هنرهاي تجسمي، ايجاد ضرباهنگ و تكرار و تغيير در حركت عنصر بصري در فضاي اجرايي اش را دارد.

کادر

هر اثر هنري براي عرضه و نمايش خود احتياج به فضا و چهارچوب تعريف شده اي به نام كادر دارد. كادر، فضايي است كه تركيب عناصر در آن انجام ميشود. اين فضا به نحوه نفوذ نيرو و انرژي به چيدمان عناصر بصري درون كادر و يا گرايش اين انرژي به خارج از كادر مديريت و كنترل دارد. برای ترکیب بندی در ویکیپدیا اینجا را بخوانید.

برای مطالعه سایر مقالات نقاشی ارژنگ اینجا کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *